ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

شاهدان کویر مزینان




در اولین روز عید باستان نورور و فروردین98 طبق یک رسم قدیمی و سنت حسنه یاد درگذشگان و مسافران آسمانی که در سال 97 رخ در نقاب خاک کشیده اند گرامی داشته شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ در این مراسم که با حضور خانواده درگذشتگان مزینانی در هیئت حسینی مزینان برگزار شد مهندس علی رضا عبدالهی سرپرست فرمانداری شهرستان داورزن حجج اسلام حاج شیخ محمدتقی معلمی فر و حاج شیخ رضا اسلامی ، علی اکبر رضوانی پناه رییس شورای اسلامی مزینان و مهدی مزینانی آزاده رییس شورای اسلامی بخش مرکزی داورزن سخنرانی کردند.

شایان ذکر است؛ بنیانگذار این آیین زنده یاد حاج شیخ محمود شریعتی است و هماهنگی و مدیریت و اجرای این مراسم را فرهنگی سخنور محمد شریفی مزینانی برعهده دارد.


به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران با درج خبری در سایت رسمی خود درگذشت هنرمند فقید کربلایی یحیی مزینانی را تسلیت گفت متن این خبر به شرح زیر است:


✍«کانون تهران در سوگ همکار خودنشست»

«یحیی مزینانی » از کارکنان مرکز فرهنگی هنری شماره ۲۹ کانون تهران، ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ در اثر سکته قلبی به دیار باقی شتافت و همکاران خود را سوگوار کرد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران، شادروان یحیی مزینانی چند روز قبل از این واقعه، به علت بیماری قلبی به بیمارستان مراجعه و تحت درمان قرار گرفت اما شامگاه چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ حال وی رو به وخامت گذاشت و براثر سکته قلبی دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
شادروان مزینانی در سال ۱۳۸۸ در واحد پشتیبانی و خدمات کانون استان مشغول به کار شد و از همان آغاز به مدت ۱۰ سال در مرکز فرهنگی هنری شماره ۲۹ مشغول به کار شد.
وی در اردیبهشت ۹۷ به مرکز شماره ۹ منتقل شد و با صبوری و روی گشاده با همکاران خود کارکرد و در خدمت‌رسانی به کودکان و نوجوانان کانونی دریغ نداشت.
مزینانی متولد ۱۳۴۸ در تهران بود و از وی سه فرزند به نام‌های « علی‌اصغر، امین و فاطمه » به یادگار مانده است.
مدیرکل و کارکنان کانون استان تهران این ضایعه غم‌بار را به خانواده آن همکار ارجمند صمیمانه تسلیت می‌گویند و از خداوند متعال شادی روح عزیز سفرکرده را آرزومندند»

شاهدان کویر مزینان؛ زنده یاد یحیی مزینانی در دهه ی شصت و هنگام تحصیل در مدارس مزینان با حضور در گروه هنری دانش آموزی و بسیج مزینان به ایفای نقش در چندین نمایش از جمله؛ شیطان بزرگ و فلاکت و بیداری پرداخت.
وی با خلاقیت هنری خود در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به طراحی و ساخت سرهای شهدای کربلا مبادرت ورزید که مدتی است در عصر عاشورا و تعزیه خوانی مزینان به نمایش گذاشته می شود.
او قرار بود نوروز امسال همراه با گروه نمایش شاهدان کویر در نقشی از یک نمایش خاطره انگیز حاضر شود که متأسفانه دست تقدیر روزگار این انسان مهربان را نیز گلچین کرد.
روحش شاد

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



سید حسن رسولی طی یادداشتی نوشت: «در گذشت یار و همدم وفادار مرحوم دکتر شریعتی و مادر فداکار فرزندان صاحبنظر و آزادی خواه ایشان،مرحومه فقیده سعیده.سرکار خانم پوران شریعت رضوی خراسانی را مجدداً تسلیت عرض می کنم.رحمت و مغفرت الهی روح این شخصیت آموزنده، و صبر و بردباری بستگان معزا را مسالت دارم.

نسل من دکتر شریعتی را معلم انقلاب می داند. بر این باور طی دوره استانداری خراسان در سفر به کشور سوریه و حضور در دمشق و زیارت حرم مطهر حضرت زینب سلام الله علیها، بر مزار و تابوت موقت این بزرگ مرد نیز حاضر شده و ضمن خواندن سوره حمد، از دیدن غربت و مظلومیت این شخصیت اندیشه ورز و انقلابی به شدت متاثر و مغموم شدم.
تحت تاثیر این مشاهده و احساس مسولیت، تصمیم گرفتم در مقام نماینده عالی نظام در خراسان  برای خارج شدن این فرهیخته از این وضعیت اقدامی انجام دهم. دکتر شریعتی اصالتا خراسانیست. زادگاه ایشان ،پدر مرحومش، استاد محمد تقی شریعتی و خاندانش روستای مزینان از توابع آن زمان شهرستان سبزوار است.
این روستا در مسیر شاهرود-سبزوار  واقع است.سال هایی از دهه ٧٠ در بخش حمل و نقل جاده ای وزارت راه و ترابری مسولیت عضویت هیات عامل و معاونت سازمان حمل و نقل و راهداری امروز را  با حکم برادرم مهندس حاج اکبر ترکان عهده دار بوده ام. ارتقاء ضریب ایمنی و تامین امکانات لازم برای تسهیل حمل و نقل جاده ای و کاستن از تلفات سوانح جانی و مالی مسافران ماموریت ذاتی این سازمان است. بر اساس شناخت شغلی قبلی و اطلاعات دریافتی دوره استانداری ام، این محور اصلی و پر ترافیک را یکی از شریان های مواصلاتی حادثه خیز و پر تلفات انسانی کشور و خراسان به حساب می آوردم. چرا که علاوه بر کویری ، خواب آور و یک نواخت بودن مسیر، حد فاصل دو شهرستان مذکور به جز شهر های کوچک میامی در استان سمنان و داورزن در خراسان فاقد جاذبه توقف گاهی  بر طرف کننده  خستگی مفرط میلیون ها زائر جاده ای مضجع شریف حضرت ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا علیه السلام است. رحلت جانسوز بزرگ آزادگان صبور کشور مان مرحوم حضرت حجت الإسلام و المسلمین  ابوترابی در این محور یکی از خسارات جبران ناپذیر  ناشی از مختصات بالاست. بر این اساس با هماهنگی جناب آقای خاتمی رییس جمهور محترم وقت و آماده سازی های  ملی، استانی ومحلی،جلب همکاری دانشگاهیان دانشگاه سبزوار و، کسب موافقت خانواده محترم دکتر و اعلام آمادگی اعضاء محترم شورای اسلامی مزینانً مبنی  بر قبول  مسئولیت، انتقال تابوت باقی مانده جنازه دکتر و دفن در مزینان، بنا شد این اقدام مهم عملی گردد. بهسازی روستا انجام شد. مقدمات تامین اعتبار،طراحی و ساخت مجتمع بزرگ فرهنگی-اقامتی و گردشگری  مربوطه در این مکان فراهم گردید. از طریق وزارت امور خارجه و سفیر محترم وقت جمهوری اسلامی در سوریه، با دعوت من استاندار دمشق به مدت ٩روز در مشهد مهمان دولت بود. از طریق نامبرده زمینه اجرای این نقل و انتقال فراهم گردید. با مساعدت برادرم مهندس احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت اصلاحات، هم زمان با اتمام پروژه فرود گاه سبزوار مجوز پرواز هوایی دمشق -سبزوار نیز اخذ گردید. علیرغم فعالیت های فوق الاشاره که بیش از یک سال به طول انجامید. متأسفانه بدلیل بروز موانع و حساسیت های مخالفین، این طرح به سر انجام نرسید. این روزها که خبر در گذشت مرحومه فاضله سرکار خانم پوران شریعت رضوی بویژه ممانعت از اقامه نماز بر پیکر این بانوی متفکر که بخش لاینفک شخصیت دکتر شریعتی است در میعادگاه او (حسینیه ارشاد)، بخش قابل توجهی از فضای رسانه ای را به خود اختصاص داده است نا خود آگاه تعلق خاطر فرهنگی و شخصی ام به معلم انقلاب، دکتر شریعتی خاطره این ماجرا را در ذهنم تداعی کرد. این تداعی معنا وادارم کرد تا اشاره ای به این تجربه تلخ کنم. در باره زمانی سال های ١٣٨٠تا٨٤ که مدیریت ارشد خراسان را بر عهده داشتم شاهد رویداد های گوارا و بعضا ناگواری از قبیل احداث ١٠٠٠کیلومتر راه آهن بافق مشهد، ظرف سه سال، سقوط طالبان در افغانستان و اعاده امنیت کامل نیمه شرقی ایران، تقسیم استان، حادثه دلخراش انفجار قطار نیشابور، پایه گذاری جشنواره بین المللی امام رضا(ع) و… بوده ام.
اما ناکامی و نا توانی در خلق این اثر فرهنگی،تاریخی و در عین حال ایمنی افزا را مهمترین ضعف خود و همکارانم  در آن مقطع زمانی می دانم. علیهذا اعتراف کرده و  از تمام فرهنگ دوستان و باورمندان به نقش آفرینی دینی،مذهبی و انقلابی دکتر شریعتی پوزش می طلبم .
امید دارم این دل نوشته گواه دیگری برای اثبات مظلومیت شریعتی و خاندانش و نیز انتقال تجربه هر چند تلخ برای مدیران ارشد جوان حال و آینده خراسان با شد. و با دست توانای آنان هر چه زودتر این آرزویم بر آورده شود.
ان شاء الله
به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



همسر دکتر شریعتی دچار سکته مغزی شدبه گزارش شاهدان کویر مزینان،دکتراحسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی مزینانی در کانال خود نوشت:

«متأسفم به عرض برسانم که عصر روز دوشنبه ۲۲ بهمن، مادر عزیزمان خانم دکتر فاطمه (پوران) شریعت‌رضوی (شریعتی)، دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی شدند و در حال‌ حاضر در موقعیتی میان مرگ و زندگی بسر می‌برند.

از همه دوستان می‌خواهیم که برای بازیافت سلامت ایشان به درگاه ایزدی نیایش کنند.

همچنین بدینوسیله، پیشاپیش از اختلال‌های پیش‌آمده در برنامه‌های عمومی اعلام‌شدهٔ قبلی عذرخواهی می‌کنیم. تهران، ۲۴ بهمن ۱۳۹۷، احسان شریعتی »


دکتر پوران شریعت رضوی همسر دکتر شریعتی


زندگی‌نامه دکتر پوران شریعت رضوی
شریعت‌رضوی معروف به پوران شریعت‌رضوی (متولد ۱۳۱۳، مشهد) نویسنده ایرانی‌ست. او از دانشگاه سوربن دکترای ادبیات فارسی دارد. موضوع تز او که در سال ۱۹۶۳ به راهنمایی ژیلبر لازار از آن دفاع کرد، توصیف طبیعت در شعر تغزلی فارسی در قرن هفتم است. او همسر دکتر علی شریعتی مزینانی و خواهر مهدی شریعت‌رضوی، یکی از سه دانشجویی است که در حمله نیروهای امنیتی به دانشگاه تهران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ شهید شد.
دکتر پوران شریعت‌رضوی فرزند حاج علی‌اکبر و پری در آبان‌ماه ۱۳۱۳ متولد شد. پدرش تاجر و اصالتاً خراسانی بود، اما خانواده شریعت‌رضوی به تهران کوچ کرده و بچه‌ها در همین شهر به مدرسه رفته بودند. آنها در مشهد هم‌خانه داشتند. پوران شش برادر و یک خواهر داشت.
در ۷ سالگی یکی از برادرانش را از دست داد. علی اصغر شریعت‌رضوی (طوفان) در حین دفاع از مرزهای ایران در مقابل ارتش م شوروی در سال ۱۳۲۰ در آذربایجان جان باخته بود. در سال ۱۳۳۴ وارد دانشسرای عالی تهران شد و تحصیل در رشته ادبیات فرانسه را برگزید. با افتتاح دانشکده ادبیات در مشهد به تصمیم پدرش و علی‌رغم میل باطنی خود، در حالی که دو ماه در کلاس‌های دانشسرای‌عالی حضور یافته بود، وارد کلاسی شد که علی شریعتی یکی از دانشجویان آن بود. شریعتی در سال ۱۳۳۶ به پوران پیشنهاد ازدواج داد که پوران این پیشنهاد را با این استدلال که قصد دارد با مردی تحصیل‌کرده ازدواج کند و قبل از ازدواج باید تحصیلات‌دانشگاهی خود را به پایان برساند، جواب رد داد. پس از حدود یکسال تلاش علی شریعتی این دو در ۲۴ تیر ۱۳۳۷ با یکدیگر ازدواج کردند.

نامه دکتر شریعتی به سوسن سرعیت ش


نامه عاشقانه دکتر علی شریعتی مزینانی به همسرش پوران شریعت رضوی
نامه‌ی عاشقانه دکتر علی شریعتی مزینانی به همسرش پوران بدین شرح است:
پوران! بزرگ ترین رنج ها قادر نیست سکوت و تحمل را  از من بگیرد اما کوچک‌ترین ناگواری هم تا آتشی در من بپا نکند از من دست بردار نیست . اجازه بده رنج هایی را که چندین روز بود خفته بودند و باز امشب بی جهت در روحم بیدار شدند با این چند خطی که برای اولین بار به تو می نویسم بتوانم خاموش کنم . اجازه بده بگویم که این رنج ها را تو امشب به جان من ریختی و باز جز تو کسی را هم ندارم که به او شکایت برم زیرا تنها تویی که اگر بر ضعف من آگاهی یابی چندان ناگوار نباشد. جوانی من در شش سالگی گذشت که محیط ما پر از خطر و خفقان و رنج و تیرگی بود و من همه نشاط و نیروی خویش را در راه تلاش علیه محیط قربانی کردم . تلاشی که جز اعصابی خسته و اندیشه ای مبهوت برای من سودی نداشت. اما این تلاش بیهوده را دنبال می کردم و آسایش و لذت را یک لحظه مجال ندادم که مرا از کوشش جنون آمیز خود بازدارد. راهی را می رفتم که پایان آن تنها دو چیز بود : مرگ و شهرت. رنج و خطر دو دوست همیشگی من بودند که از آغاز جوانی لحظه ای مرا ترک نگفتند و من هم به دو سخت دل بسته بودم . پارسال از آن لحظه که از خانه ی تو بیرون آمدم و راه را یک باره به روی خوشبختی خود بسته دیدم . تصمیم گرفتم تلاش بی ثمر خود را در راه گذشته ام همچنان دیوانه وار بیشتر دنبال کنم .  کارها کردم که در آینده فرصت های شیرینی برای گفتنش دارم تا آنکه به تهران بردند. از تهران که آزاد شدم دیگر یارانم همه از ترس مرا رها کردند. حتی از آن همه پنج نفری به همکاری با من حاضر نبودند. از آن پس ، احساس کردم راه به سوی تلاش و مبارزه هم بسته است. آری پوران ، تو مرا تنها گذاشتی و مردم هم منو تنها گذاشتند. من دیگر هیچ بهانه ای برای زیستن خود پیدا نمی کردم. جز سیگار کشیدن و و به خیال فرو رفتن و بیهوده کتاب خواندن پناهی نمی یافتم. ناگهان پیشامدی کرد و سفر بیروت به من مژده داد که آینده ی پرماجرا و شورانگیزی خواهم داشت . نوید داد که آن جا می توانم راهی را که این جا آغاز کردم و کسی با من نیامد آن جا دنبال کنم و برای پیشرفت مکتب فکری خودم هرچه نیرو و استعداد دارم نثار کنم. در این سفر صدی نود نیستی و صدی ده پیروزی ، به سوی خود می خواندم و هر دو برای من از سیگار کشیدن و تنها ماندن و به خیال فرورفتن در این جا بهتر بود. دیگر خوشبختی و زندگی آرام و نرمی را در کنار عشق و صمیمیت آغاز کردن آرزویی بود که در دل من جنب و جوشی نداشت . ناگهان دختری که دو سال خیال آمیخته با ایمان من بود و دو سال بعد دوست صمیمی من شد و بعد یک سال معشوق بدخوی و ناآشنا و پرقهر و دوست داشتنی من گردید و هجده روز است که به همه ی هستی من بدل گشته است . گرد وغبار سال ها را از چهره ام شست و مرا در هم ریخت و آدم دیگری ساخت و مرا امیدوار کرد که به جای آن که دور از وطنم در کناره ی مدیترانه یا سرنوشت مبهم و وحشی خویش دست به گریبان باشم می توانم در کنار او زندگی نرم و پرشهد دوستانه ای داشته باشم .  مرا امیدوار کرد که به جای کشیدن و یک روز دیگر در سیاه چال زندان شکنجه دیدن و اسیر سرنوشت نامعلوم بودن خودم را تمام کنم، می توانم برای خریدن یک ماشین سواری کار کنم ، برای زینت باغچه ها و تهیه ی دورنما فکر کنم ، صبح ها با جیغ و داد بچه ها از خواب بپرم ، ژاکت سفیدش را به زحمت از گوشه ی کنار اتاق پیدا کنم و با دعوا برش کنم . چشم هایش را آن قدر که مثل روز معانی بیان سرخ شود. اگر یک روز صبح برخلاف همیشه ببینم خودش سرش را شانه زده است یک شبانه روز با او قهر باشم .
کی توی سوراخی از ترسش پنهان بشوم و سیگار بکشم و بعد به جرم آن به شوخی و جدی از دستش کتک بخورم . از لجم بندازمش تو حوض و بچه ها از ترس داد و فریاد راه بندازند. وقت چای خوردن به بچه ها یاد بدهم که چه جور قند ور دارند و یواشکی لک کمرنگ زیر گلوی مامانشان رانشون بگیرند. اگر روباز در هوای سرد دراز کشیده و خوابش برده است ، آهسته پتویی رویش بندازم و کنارش بنشینم و یک دو ساعت صورت گل انداخته اش را تماشا کنم . اگر توی خیابان دوستم سیگاری تعارف کرد با غرور بگویم نه عزیز جان، نمی کشم . الان می خواهم بروم خانه ، دهنم بو می گیرد و خانمم دعوام می کند. اگر به مسافرت رفتم نامه اش اصلا ایجاز نداشته باشد،  از شلمبری و بی نظمی و درویش مسلکی ام متلک بگوید و مسخره ام کند . پیش دیگران از عقایدم ، از کتاب هایم ، از رفتارم دفاع کند . ازش خواهش کنم که از انگلیسی از صفحه ی ۷ تا ۸۱ آن کتاب را برای من ترجمه کند، برای تقدیم کردن به او دیوانم را به چاپخانه بدهم و به نوشتن یک رمان جنجال به پاکنی سرگرم باشم ، در آخرین بیماری ام بچه ها را به چیز دیگری مشغول کند و پس از رفتنم آثارم را مرتب کند و منتشر سازد و پوران!یعنی زندگی کنم …. پوران ! این ها گل هایی است که این روزها به دست تو در خیال من همواره می شکفد و من به پاس این همه محبت تو که اکنون اعصابم از فشار شدید آن خرد شده است ، هرگز آن چه را این موجودات پستی که به آن ها محکوم به آشنایی هستیم ، به من گفته اند و نوشته اند به تو نگفته ام و ننوشته ام و نیز هرگز نخواهم گفت و نخواهم نوشت . من از این که امشب بطور مسخره از طرز قضاوت سردم گفتم و تو عوض من آزرده شدی بسیار رنج می برم اما این که گفتی «چون احساس می کنم از دوستی من با او راضی نیستی همیشه از او تعریف می کنم !…»اندکی این رنج را در من تسکین می دهد. راست گفتی پوران که « من به خاطر تو از خیلی امتیازها گذشته ام…» . من پیش از تو این گذشت را اعتراف می کردم . دیگران همه برکسی که از تعریف آقای رنج می برد امتیاز دارند. بهر حال تو برای من زیبایی ، پاکی ، امید و حیاتی ، چگونه می توانم تحمل نکنم.


ناگفته‌هایی از زبان همسر دکتر شریعتی
پوران شریعت رضوی، همسر دکتر علی شریعتی مزینانی در سال 95 ناگفته‌هایی را از زندگی با همسرش بیان کرده است.
گزیده اظهارات شریعت‌رضوی در گفت‌وگو با ماهنامه اندیشه پویا را به نقل از کانال تلگرامی این نشریه می‌خوانید:
* علی نامه‌هایی را می‌نوشته اما بعد یادش می‌رفته که پست کند. برخی از نامه‌های منتشرشده در این کتاب (طرحی از یک زندگی) را بعدها که به اروپا رفتم در خانه‌اش و لابه‌لای وسایلش پیدا کردم.
* من به لحاظ نامه‌نگاری مقیدتر از علی بودم. من نامه‌های او را حتی آنها را که نفرستاده بود نگه داشتم اما علی هیچ کدام از نامه‌های من را که در جواب نامه‌هایش نوشته بودم حفظ نکرده. بعدا که به پاریس رفتم هم هیچ کدام از نامه‌هایم به علی را میان وسایلش ندیدم.
* من با شرایط سختی در ایران زندگی می‌کردم. شریعتی در فرانسه بود که من باردار بودم. خانۀ پدرم زندگی می‌کردم. پدرم بیمار شده بود و برای درمان برده بودندش پیش برادرم. پدر و مادر علی هم مریض بودند و تهران بودند. برادر دیگرم آلمان بود و حتی یک مرد در زندگی من نبود. دوستان برادرم من را به بیمارستان بردند. زایمان خیلی سختی هم داشتم و مجبور به سزارین شدم. به لحاظ روحی آسیب دیده بودم و وقتی نامه علی 15 روز بعد از تولد احسان به من رسید و گردنبد هدیه‌ای هم همراه با نامه برایم فرستاد، حس خوشحالی در من ایجاد نشد.
* خواننده این نامه‌ها می‌تواند پی ببرد که علی شریعتی هم در کنه وجودش مردسالار است و پسردوست و حتی یک نام دخترانه برای بچه‌مان که معلوم نبود پسر است یا دختر، پیشنهاد نمی‌کند.
* هر کسی مشکلات من را داشت گاهی عصبی می‌شد و جوش می‌آورد. برای همین است که برایم می‌نوشت نُه‌من شیر لگدزنِ فلان . سر تولد سوسن و سارا در پاریس زندگی می‌کردیم که علی خانه نبود و من در حال زایمان مانده بودم چه کنم. شب تولد مونا هم که در مشهد زندگی می‌کردیم، علی تهران بود و همان شبی بود که سخنرانی «فاطمه فاطمه است» را انجام داد. مادرم هم مشهد نبود و من مجبور شدم با یک دوستم به بیمارستان بروم.
* اینکه علی در یکی از نامه‌ها می‌گوید همسر خوب ولی همدم بد، خیلی هم دروغ نیست. من همدم خوبی نبودم اما دلیلش این بود که من باید هر روز چهار تا بچه را راه بیندازم و بعد خودم هم بروم مدرسه و درس بدهم، طبیعی است که با چنین اوضاع و احوالی نصف شب نمی‌توانم پای دل علی بنشینم و ببینم چه مقاله‌ای نوشته و چه فکرهایی در سرش است.
* هنوز نمی‌دانم انتشار این نامه‌ها درست بوده یا نه اما خواننده‌هایی که تا الان کتاب را خوانده‌اند و به خودم بازخورد داده‌اند، برداشتشان این بوده که من در برابر علی شخصیت خودم را حفظ کرده‌ام و خیلی اظهار عجز و ناتوانی نمی‌کردم.

منبع؛رویداد ایران

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



تقدیمی به ساحت مقدس سیده النساءالعالمین حضرت فاطمه سلام الله علیها
علی مزینانی عسکری


دلبرا از عشق می گویم که آن افسانه نیست
گوش دل بسپارکه راز عاشقان افسانه نیست
داستان ها خوانده ام از قصه های عاشقی
وامق و عذرا ندیدم  لیک آن  افسانه نیست
گرچه بسیار عشق ها افسانه ای دانسته اند
بی دلی از یوسف کنعان بدان افسانه نیست
بالِ پروانه  بسوزد  بوسه  بر  آتش زند
اشک شمع و سوختن پروانگان افسانه نیست
دیده ها گریان شود تا صحبت عشاق بود
این چنین نالیدنی  از دلبران  افسانه نیست
عاشق از هجران دلداده بریزد  اشکِ  غم
دوری معشوقه خون از دیدگان افسانه نیست
بلبلان مست و خرامان در گلستان نغمه خوان
چهچه  مستانه زین  دیوانگان  افسانه نیست
نای نی در  نزد عاشق بین نوای بی نواست
ناله ی سوزان این دلسوختگان افسانه نیست
غیبت  معشوقه عاشق را  هوایی می کند
 این همه مهر و وفا از عاشقان افسانه نیست
گر شنیدستی که بعد از رحلت ختم رسل
دختری در کنج خانه داده جان افسانه نیست
صبر زهرا و  نگفتن  دردِ  پهلو  بر علی
اشک ریختن نیمه شب از دیدگان افسانه نیست
آتش افروختن به درب خانه ای که پشت آن
یک زنِ تنها و  دارد الامان افسانه نیست
چادر  خاکی  مادر گریه های  دختری
گوشِوار در پیش چشم او عیان افسانه نیست
دست بسته ضرب سیلی چشم گریان حسن
قصه ی رنج دل شیر ژیان افسانه نیست
گر مزینانی بمیرد در غم مولای خویش
این چنین مردن زاین رنج زمان افسانه نیست
 
 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


حسن مزینانی هنرمند جوان کهن دیار مزینان پس از ماه ها وقفه در تولید اثر این بار با ترانه ای عاشقانه پابه میدان گذاشته و آهنگ جدید خود را با عنوان «لحظه های بی کسی» تقدیم علاقه مندان کرده است برای دانلود این آهنگ زیبا به سایت های زیر مراجعه کنید.

        

متن آهنگ حسن مزینانی لحظه های بی کسی

نگاه مغروت چرا به رنگ التماس شده

چقد چشای تو برام غریب و ناشناس شده

برگشتی که باز چی بشه رفیق نیمه راه من

تنهایی از تو بهتره تنهاییمو بهم نزن

توو لحظه های بی کسی با حسرت تو ساختم

غرورمو شکستی و بازی رو ساده باختم

توو لحظه های بی کسی با حسرت تو ساختم

غرورمو شکستی و بازی رو ساده باختم

دست خودم نیست نمیشه نمیتونم ببخشمت

نمیتونم مثل قدیم با عشق نگاه کنم بهت

ی بار شکستی دلمو ی دل دوبار نمیشکنه

نمیتونم باهات باشم دلم برات نمیزنه

توو لحظه های بی کسی با حسرت تو ساختم

غرورمو شکستی و بازی رو ساده باختم

توو لحظه های بی کسی با حسرت تو ساختم

غرورمو شکستی و بازی رو ساده باختم


دانلود آهنگ حسن مزینانی :

http://www.jenabmusic.com/96537/music-lahzehaye-bi-kasi.html

https://nex1music.ir/tag/

https://ava2music.net

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


   









 


گفت‌وگو با معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی/۳

احسان خزاعی مزینانی  می‌گوید : در شرایط امروز، اصلی‌ترین عاملی که می‌تواند به کمک کشور بیاید «دیپلماسی فرهنگی» است؛ به این دلیل که روابط فرهنگی بر خلاف روابط ی یا اقتصادی هرگز قطع نمی‌شوند. امروز تأثیر فرهنگ ایران بر کشورهای همجوار مشهود است.

به گزارش شاهدان کویرمزینان، به نقل از خبرگزاری شبستان؛ اگرچه فرهنگ همواره و در همه دوره‌ها عامل مؤثر و قدرتمندی در عرصه بین‌الملل بوده است، اما میزان این قدرتمندی و تأثیرگذاری امروز به قدری است که تعیین کننده روابط میان کشورها است و امروز شرایط کشور به گونه‌ای است که قدرت‌های بزرگ با ابزارهایی که در اختیار دارند همه تلاششان را برای انزوای ایران و معرفی چهره‌ای دورغین از ایران در سطح جهانی به کار بسته‌اند. «احسان خزاعی» که سال‌ها در گرجستان برای رشد و اعتلای فرهنگ ایرانی تلاش کرده و اولین رایزن فرهنگی ایران در این کشور بوده است، این روزها مسئولیت مدیریت یکی از معاونت‌های مهم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را برعهده دارد. او معتقد است فرهنگ عامل مؤثرتری از ت است و می‌گوید ما فرهنگ را برای خود فرهنگ می‌خواهیم نه برای اینکه پله‌ای برای ت باشد. او در بخش‌های مختلفی از گفت‌وگوی مفصل خود با شبستان به اهمیت فرهنگ اشاره کرده و در بخشی دیگر از تشکیل انجمن دوستی ایران و گرجستان و علاقه آنها به فرهنگ و به ویژه ادبیات فارسی گفت . در ادامه مشروح بخش سوم گفت‌وگو با او را می‌خوانید.

مانور دادن روی روابط فرهنگی در شرایط امروزی که با تحریم‌های مختلف ی و اقتصادی محاصره شده‌ایم، چقدر می‌تواند برای کشور مؤثر باشد؟

معتقدم باید از تجربه برخی کشورها در این زمینه استفاده کنیم، برای مثال آلمانی‌ها زمانی که در جریان جنگ جهانی اول و دوم بودند یا فرضا روس‌ها، در زمانی که در روزهای اوج جنگ بودند و جنگ‌های سنگین و سختی را تجربه می‌کردند، هرگز فعالیت‌های فرهنگی تبلیغی خود را در مرزها تعطیل نکردند.

در شرایط امروز که کشور تحریم شده است،اصلی ترین عاملی که می تواند به کمک کشور بیاید، «دیپلماسی عمومی» و «دیپلماسی فرهنگی» است؛ چون روابط فرهنگی هرگز قطع نمی شوند و به نوعی مردمی هستند. برای مثال علاقه به حافظ در کشورهای دیگر قطع شدنی نیست و ممکن است در هر شرایطی ولو قطع رابطه در هر کشوری ترجمه و منتشر شود. روابط فرهنگی اساس مردمی دارند و ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وظیفه داریم این روابط مردمی را شناسایی، برجسته و عیان کنیم و به مردم دنیا نشان بدهیم چه ظرفیت‌های فرهنگی در کشور وجود دارد. توسعه دیپلماسی فرهنگی مؤثرترین راه در شرایط تحریم است.

ما روابط ی هم داریم و شاهد هستید برای مثال به یکباره در یک کشوری مثل سودان روابط ی ما هم قطع می‌شود، یا برای مثال چند روز پیش در آلبانی اتفاقی افتاد و سفیرمان را در این کشور فراخوان کردند. می‌خواهم بگویم در برهه‌ای ممکن است مشکلاتی به وجود بیاید و روابط ی قطع شود و یا مجدد برقرار شود. روابط اقتصادی هم همینطور است، اما روابط فرهنگی ادامه‌دار است و این نشان دهنده میزان تأثیرگذاری فرهنگی ایران در سایر کشورها است و آنچه که باید حمایت شود دیپلماسی فرهنگی است.

میزان این تأثیرگذاری در کدام کشورها بیشتر است؟

این تأثیر به ویژه روی کشورهای همجوار ایران بسیار مشاهده می شود و در کشورهای دور علاوه بر تأثیر فرهنگی علاقمندی آنها هم عامل مؤثری است که به دنبال تحقیق و پیگیری در این زمینه باشند. این موضوع باعث حفظ روابط فرهنگی می‌شود. برای مثال در کشوری مثل ازبکستان بررسی شده چندین هزار واژه فارسی وارد فرهنگ و زبانشان شده است که نمی‌توانند آن را از زبانشان جدا کنند.

فرهنگ ابزار قدرتمندتری است یا ت؟

از نظر ما اهالی فرهنگی «فرهنگ» قدرتمندتر است و از نظر اهالی ت هم باز «فرهنگ» مهمتر است. تفاوت دیدگاه‌ها تنها در این است که تمداران ما گاهی اینطور تصور می‌کنند که فرهنگ پله‌ای برای رسیدن به ت است، در حالی که ما فرهنگ را برای خود فرهنگ می‌خواهیم و آن را برای رسیدن به فرهنگ می‌خواهیم. امام خمینی (ره) در ابتدای انقلاب فرمودند: «انقلاب ما انقلاب فرهنگی است»، بنابراین ماهیت کارمان باید به سمت فرهنگ باشد، چون فرهنگ عامل بسیار مهمتر و مؤثرتری است.

حدود وظایف راین فرهنگی چقدر است؟

اساس ارتباط فرهنگی ما با کشورهای دیگر از طریق راین فرهنگی پیگیری می‌شود و بر اساس قراردادهای فرهنگی است که بین دو کشور وجود دارد و به صورت قانون درآمده است. یک موافقتنامه فرهنگی بعد از تصویب در مجلس به صورت قانون در می‌آید و سازمان فرهنگ و ارتباطات در واقع مجری این قوانین و قراردادها است. وظیفه اصلی راین فرهنگی این است که با کمک سفیر کارهای فرهنگی را پیگیری کند.

انتظاراتی که از یک رایزن فرهنگی وجود دارد چه نوع انتظاراتی است؟

نکته‌ای که وجود دارد همین موضوع است که از یک رایزن فرهنگی انتظارات زیادی وجود دارد. رایزن فرهنگی در واقع رایزن فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات نیست و رایزن فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور است. بنابراین همه دستگاه‌های فرهنگی هم انتظارات مختلفی دارند و می‌خواهند توسط آن حمایت شوند. این انتظارات به دلیل تنوع دستگاه‌های فرهنگی در کشور بسیار مختلف است؛ برای مثال سازمان تبلیغات از ما انتظاراتی دارد، حوزه هنری همینطور، حوزه علمیه هم انتظارات دیگری دارد، یک نویسنده ادبیات داستانی هم ممکن است خواسته‌هایی داشته باشد یا مثلا مؤسسه نشر آثار امام خمینی(ره) انتظارات خود را دارند.

برای مثال «ادوارد شوارد نادزه» در دوره شوروی وزیر امور خارجه شوروی بود گرجستانی بود و تنها دیپلمات خارجی بود که توانست در زمان حیات امام (ره) به ملاقات ایشان بیاید و پیام گورباچف را ابلاغ کند و برخورد معروف امام (ره) با او را هم که همه به خاطر دارند، برای مثال زمانی که در گرجستان حضور داشتم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) انتظار داشتند که برنامه مستندی  در این زمینه تهیه کنیم. برای مثال مصاحبه‌ای با این فرد داشته باشیم تا در حقیقت خاطراتی که از این روز داشته و برداشتی که از این ملاقات داشته است را به عنوان بخشی از تاریخ به تصویر بکشیم. دستگاه های فرهنگی درخواست‌هایی دارند و راین فرهنگی هم در حد وسع و مقدورات خود انتظارات را برآورده می‌کنند.

بنابراین تمام وظایف و انتظارات از راین فرهنگی در همان حوزه فرهنگ تعریف می‌شوند؟

در بسیاری از کشورها بحث پیگیری امور دانشجویان هم برعهده رایزن فرهنگی است و در برخی کشورها راین فرهنگی ما راین علمی هم هستند و مشکلات دانشجویی و ایرانیان آن کشور را هم پیگیری می‌کنند.

شما مدتی مسئولیت مدیریت «انتشارات بین‌المللی الهدی» را هم برعهده داشته‌اید، آیا کتاب‌های منتشر شده توسط انتشارات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در دنیا مؤثر بوده‌اند؟

انتشارات بین‌المللی الهدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت. نمایندگی‌های زیادی را در کشورهای مختلف اروپایی، آسیایی، منطقه‌ای یا در حوزه قفقاز داشت. معروف‌ترین این نمایندگی‌ها در کشورهای حوزه آسیای مرکزی و قفقاز بود. یکی از کارهای مهم این بود که در قالب کتاب به معرفی ایران به دیگر کشورها پرداختیم. در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان نمایندگی انتشارات الهی دقیقا روبروی کاخ رییس جمهور است. رییس جمهور تاجیکستان می‌گفت من لذت می‎‌برم که وقتی پنجره را باز می‌کنم  و یک فروشگاه کتاب ایرانی را می‌بینم.

از طریق این فروشگاه آثار بسیاری به زبان‌های تاجیکی و روسی چاپ شد و علاقمندانی که تشنه فرهنگ و ادبیات ما در حوزه‌های مختلف بودند به هر حال از این راه تقویت شدند. در باکو شعبه‌ای روبروی دانشگاه دولتی باکو داشتیم و در خیلی از کشورها مثل قرقیزستان و ترکمنستان فروشگاه‌های الهدی تنها فروشگاه‌های مذهبی شهر محسوب می‌شدند. برای مثال کسی قرآن می‌خواست حتما سراغ این فروشگاه‌ها می‌رفت. برخی از این کشورها مثل قرقیزستان و ترکمنستان اهل سنت هستند، این ملاحضات بود که کتاب‌هایی به آنجا نرود که باعث حساسیت بشود. انتشارات الهدی وابسته به کتاب‌های خود نیست و فقط کتاب‌های منتشر شده توسط خود را توزیع نمی‌کند، اگر انتشارات الهدی در نمایشگاهی شرکت دارد به نمایندگی از ناشران داخلی شرکت می‌کند، انتشارات الهدی کار توزیع حداقل 15 یا 20 ناشر که کتاب‌هایی برای عرضه در خارج از کشور داشته باشند را بر عهده می‌گیرد. این روند ادامه داشته تا به امروز و فکر می‌کنم 1500 عنوان به 25 زبان زنده دنیا کتاب منتشر کرده‌ایم و بنابراین این انتشارات نقش عمده‌ای در انتقال فرهنگ به ویژه در حوزه ادبیات به خارج از کشور داشته است.

از بین این 1500 عنوان کتاب، کدام دسته از کتاب ها پُروفروش‌تر بوده‌اند؟

برخی کتاب‌های فقهی مثل استفتائات مقام معظم رهبری به زبان‌های عربی، اردو، انگلیسی و فارسی بسیار مورد استقبال قرار گرفت. اولین جایی که «اجوبةالاستفتائات مقام معظم رهبری» را چاپ کرد و امتیازش را در اختیار داشت انتشارات بین‌المللی الهدی بود. یک دوره کتاب‌هایی هم با عنوان «آز فا» داشت که مورد استقبال واقع شد؛ آموزش زبان فارسی به زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، عربی و فرانسوی و . بود، اولین کتاب‌های آموزش زبان فارسی تألیف یدالله ثمره بود که هیچ گاه بابت این کتاب حق التالیف نمی‌گرفت. می‌دانید اگر کتابی، کتاب درسی یا دانشگاهی شود به عنوان منبع قرار می‌گیرد و مدام چاپ می‌شود. این کتاب هم چاپ‌های متعددی را پشت سر گذاشت. در حال حاضر هم انتشارات الهدی چندسالی است به سمت انتشار کتاب‌های الکترونیکی به صورت ای بوک رفته است که در قالب سی دی یا از طریق سایت توزیع کتاب را دارد. انتشارات الهدی همچنین خروجی کارهای پژوهشی سازمان هم است.

به صورت خاص آثاری درباره امام خمینی (ره) هم داشتید؟

بله، حداقل 5 عنوان اثر درباره معرفی امام خمینی (ره) به زبان‌های مختلف داریم. برای مثال صحیفیه امام خمینی (ره)، مجموعه غزلیات ایشان را داریم که به زبان‌های مختلف چاپ شده است. در خارج از کشور بسیار علاقمند و کنجکاو به شناخت امام (ره) از هر نظر هستند، به ویژه بعد از فوت امام (ره) که اشعارشان چاپ شد باب تازه‌ای در این زمینه باب شد. اشعار امام (ره) سبک خاصی دارد که در خارج از کشور بسیار به این سبک علاقمند هستند. ما توزیع کتاب‌هایی که توسط انتشارات الهدی چاپ کرده بودیم و کتاب‌هایی که مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) منتشر کرده بود را بر عهده داریم.

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


محمدرضا مزینانی چهاردهم دی 1345، در شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش زهرا نام داشت. 

دانش‌ آموز سوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم خرداد 1361، در رودخانه نیسان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شکم، شهید شد. 

پیکر وی در گار شهدای فردوس‌رضای این شهر به خاک سپرده شد.

وصیتنامه شهید محمدرضا مزینانی:

بسمه تعالى

پدرو مادر عزیزم صبر کنید که خداوند صابران را دوست دارد و خدا صابران را وعده داده است به اجرى عظیم و هیچ وقت نگران نباشید که من در اینجا هستم و از این که احتمالا افتخار شهادت نصیب من شد ناراحت نشوید.

مگر مادر جان مگر من از قاسم بهترم ، در صحراى گرم و سوزان کربلا قاسم به نداى هل من ناصر ینصرنى حسینش لبیک گفت و الان هم فریاد حسین زمان را عده اى از مومنان لبیک گفتند و در صف مجاهدان فى سبیل الله پیوستند و از وابستگی هاى دنیوى بریدند و عده اى به لقاء الله پیوستند و عده اى منتظر شهادت ماندند که خداوند در قرآن مى فرماید : من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا و ما هم جهاد فى سبیل الله را بر خانه نشینى ترجیح دادیم و بر کربلاى خوزستان پا نهادیم خداوند انسانها را آزمایش مى کند به مال و جان و فرزند و همسر و هر کس که از این آزمایش پیروز بیرون رفت به راستى که رستگار شد.

خداوند مى فرماید از هر چه را که عزیز مى دارید و دوست دارید در راه خدا انفاق کنید که خشنودى خدا در آن است و ان شاءالله که در این آزمایش موفق شوید از وقتى که قدم از خانه به قصد جبهه بیرون گذاشتم متعلق به انقلاب و امام زمان و خدا شدم.

ان شاءالله خدا به تو اى مادر عزیزم که چه رنجها کشیدى تا مرا به این مرتبه رساندى اجرى عظیم عطا فرماید و این تحفه ناقابل را خداوند به خویش از طرف شما قبول بفرماید و شما هم بتوانید با مال هاتان به جهاد روید و خدا که مى فرماید :

ان الله اشترى من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه .

خداوند مشترى کسانى است که با جان و مال خود مجاهدت مى کنند و ما که مى توانستیم با جانمان و شما نیز با مال هایتان خدا را یارى کنید تا خدا هم شما را یارى کند :

ان تنصرکم و یثبت اقدامکم .

و مادرم مگر تو بهتر از زینب و فاطمه زهرا (س) هستى پدرجان مگر معلمت حسین (ع) نیست همان شهیدى که طفل شیرخوارش را هم در راه خدا فدا کرد و خود نیز فدا شود و یزیدیان تیر را برگلوى نازنین کودک شیرخوارش فرود آوردند مگر آنها براى حسین (ع) عزیز نبودند و على را بگویم که بر زهرایش سیلى کوفتند و خود نیز در محراب به درجه شهادت رسید پس پدر جان از معلمت درس آزادگى وشهادت بیاموز .

والسلام على من التبع الهدى

اللهم اقنا توفیق الشهاده فى سبیلک .

سوسنگرد اسفند -

.

شاهدان کویرمزینان : عده ای از همشهریان مزینانی در سنوات گذشته بر اثر قحطی و خشکسالی زمان طاغوت و یا برای کسب و کار مناسب به تهران ، مشهد ،سمنان ، دامغان ، شاهرود ، گرگان، نیشابور و سبزوار مهاجرت کرده اند و نسل آن ها در این شهرها ادامه پیدا کرده که همچنان از شهرت مزینانی استقاده می کنند.

 

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

 


خبرگزاری شبستان، گروه فرهنگی-الهام عطائی: اگرچه فرهنگ همواره و در همه دوره ها عامل موثر و قدرتمندی درعرصه بین الملل بوده است، اما میزان این قدرتمندی و تاثیرگذاری امروز به قدری است که تعیین کننده روابط میان کشورها است و امروز شرایط کشور به گونه ای است که قدرت های بزرگ با ابزارهائی که در اختیار دارند همه تلاششان را برای انزوای ایران و معرفی چهره ای  دروغین از ایران در سطح جهانی  به کار بسته اند. در چنین شرایطی اگر خودمان برای شناساندن خودمان به دنیا تلاش نکنیم دنیا هم همان تصویری از ایران را خواهد دید که قدرت ها برایش تلاش کرده اند. احسان خزاعی که اولین رایزن فرهنگی ایران در کشور گرجستان بوده است و این روزها مسئولیت مدیریت یکی از معاونت های مهم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را برعهده دارد معتقد است این روزها رسانه ها هستند که هدایت افکار مردم و جوامع را در دست گرفته اند، در ادامه گفت و گوی شبستان با او را می خوانید. بهانه این گفت وگو تشکیل اولین انجمن رسمی دوستی ایران و گرجستان بود. انجمنی که قرار است مرزهای فرهنگی و فکری بین دو کشور را از بین ببرد و بی واسطه به معرفی ایران بپردازد.

 *راه اندازی انجمن های دوستی بین دو کشور چه ثمراتی خواهد داشت؟

 انجمن های دوستی می توانند به نوعی پل ارتباطی باشند تا به صورت رسمی برخی فعالیت های فرهنگی و حمایت از فعالیت ها را از طریق انجمن پیگیری و حمایت کنیم. در واقع هدف اصلی از تشکیل این انجمن ها این موضوع بوده است.

 معمولا افرادی که بعد از پایان فعالیت به عنوان سفیر یا رایزن فرهنگی به کشور بازمی گردند به این سمت می روند که اینطور انجمن ها را تشکیل بدهند  و حمایت کنند. من هم بعد از اینکه از گرجستان بازگشتم جلسه ای نیست که در تهران یا در اصفهان تشکیل شود و من دعوت نشوم. در این جلسات به بررسی مسائل و راه های تحکیم روابط با این کشور می پردازیم.

 *دید گرجی ها نسبت به ایرانی ها چطور است؟

 ما با گرجستان به لحاظ مسافتی فاصله کم زمینی داریم، بارها با ماشین خودم از تفلیس به تهران آمده ام، ما پایتخت تا پایتخت 1400 کیلومتر فاصله داریم. با وجود این نزدیکی شناخت کمی از یکدیگر داریم و دلایلش هم عوامل مختلفی است. شاید یکی از دلایلش این باشد که اخباری که ما از گرجستان داریم اخباری است که از رسانه های روس به دست ما می رسد. روس ها و گرجی ها هم ارتباط خوبی با یکدیگر ندارند و بنابراین اخبار خوبی از آنها به ما نمی رسانند، اخباری هم که از ما به آنها می رسد اخباری است که از رسانه های غربی به آنها می رسد، اخباری که منجر به ترس از ایران یا همان  ایران هراسی می شود.

 *یعنی روابط فرهنگی با کشورها براساس اخبار شکل می گیرد؟

بر اساس اخبار نیست اما عموم مردم آنها که ی نیستند و از پشت پرده های ت خبر ندارند استنادشان به همین اخبار است. در حقیقت رسانه ها امروز تفکر مردم را شکل می دهند و آنها را به هر سمت وسوئی می خواهند می برد. ما می خواهیم از طریق این انجمن این ارتباط را مستقیم تر کنیم و حواشی را از بین ببریم.

 *پس اولین ثمره راه اندازی این انجمن تغییر دیدگاه نسبت به ایران خواهد بود؟

بله. در واقع ما در ایران و گرجستان زمینه های خوبی برای افزایش ارتباطات خود داریم.گرجستان بخشی از جماهیرشوروری سابق است بعد از فروپاشی شوروی جمهوری اسلامی ایران از اولین کشورهائی بود که گرجستان را به رسمیت شناخت و به دولت گرجستان و مردمشان کمک کرد. در زمانی که دولت روسیه حتی گاز گرجستان را قطع کرد ایران به آنها گاز داد و آنها را نجات داد. این موارد در حافظه تاریخی مردم گرجستان ثبت شده است. در حال حاضر هم ارتباطات اقتصادی بین این دو کشور برقرار است. اینقدر این روابط به سطح بالا رسید که بین دو کشور لغو روادید صورت گرفت. بین شهرهای مختلف دو کشور قرارداد خواهر خواندگی برقرار است. در دانشگاه گیلان اتاق گرجی شناسی داریم. در صداوسیما رادیوی گرجی داشتیم. تعداد زیادی از گرجستانی ها در فریدون شهر اصفهان زندگی می کنند و جالب است که از سال ها پیش زبان خود را هنوز حفظ کرده اند. زبان این افراد زبان گرجی قدیم است و اگر به کشور خود بازگردند از نوع حرف زدنشان مشخص می شود که مدت ها در کشور خود نبوده اند.

 *از زبان مردم این کشور گفتید، آیا شما به زبان گرجی مسلط هستید؟می خواهم بدانم آیا تسلط به زبان کشوری که به عنوان رایزن فرهنگی به آن می روید جزو قوانین است؟

 زبانی که برای اعزام سفرا یا راین فرهنگی مورد نیاز است زبان انگلیسی است. اگر کسی زبان محلی کشور مورد نظر را هم بداند مزیت محسوب می شود. ما کمتر کسی را داریم که به زبان محلی کشور مسلط باشد. در زمان حضورم در این کشور تا حدود بیست درصد به زبان این کشور مسلط شدم. بعد از اصلاحات آموزشی در این کشور زبانشان از روسی به انگلیسی تغییر پیدا کرد. در واقع نسل جدید این کشور انگلیسی می دانند و روسی نمی دانند و نسل قدیم همه  زبان روسی و گرجی می دانند.

 

    *حساسیتی روی تغییر زبان نداشتند؟

گرجستانی ها روی زبان تعصب ویژه ای دارند، همانطورکه می دانید یکی از شاخصه های اصلی فرهنگی زبان، دین و رسم الخط است. اینها در حقیقت این چند شاخصه را از قدیم تا به امروز حفظ کرده اند. زبان گرجی، در زمانی که جزو اتحاد جماهیرشوروی بودند با وجود اینکه باید به زبان رسمی یعنی روسی سخن می گفتند زبان خود را حفظ کردند. مردم برای این موضوع تظاهرات می کنند و اجازه نمی دهند مجلس این قانون را تصویب کند که زبان آنها به زبان روسی تغییر پیدا کند. این روز را در تاریخ به نام  روز زبان مادری نامیده اند. هر سال در این روز برنامه های ویژه ای دارند.

 *گرجستان جمعیتی کمی هم دارد،با این حال زبان مادری خود را حفظ کرده اند؟

بله. در حال حاضر زیر 5 میلیون نفر جمعیت دارد. از این تعداد 3 میلیون نفر شاید به زبان گرجی مسلط هستند. به هر حال از نظر تعصب، تعصب خاصی به زبان دارند و آن را به هر شکل بوده حفظ کرده اند.

 *ظاهرا انجمن دوستی ایران و گرجستان پیش از این هم وجود داشته است، روال کار انجمن ها با یکدیگر فرق دارد یا اینکه رسمی نیستند؟

وقتی انجمن دوستی شکل می گیرد یک بخشی از آن هست که بین پارلمان های کشورها شکل می گیرد، در حال حاضرما انجمن پارلمانی بین دو کشور را داریم. اما این شکل از انجمن های دوستی که مصطلح و رایج است و در حقیقت بین کشورها به صورت رسمی شکل می گیرد نخستین بار است که تشکیل می شود.در حال حاضر اساسنامه آن به تصویب رسیده است . این روزها مشغول کارهای ثبتش هستیم. امیدواریم اقدام مشابه در گرجستان هم شکل بگیرد، چون روابط فرهنگی دوسویه است و در این صورت است که موثر خواهد بود. جا دارد یادی بکنیم از دکتر جمشید گیوناشویلی اولین سفیر کشور گرجستان در ایران که او انجمنی در این زمینه داشت که البته انجمنی انفرادی بود که بعد از درگذشت او رو به فراموشی رفت.

 * تصور می کنید علاقه و اشتیاق به دانستن درباره ایران در میان گرجستانی ها  وجود دارد؟

بله. مشتاقان زیادی در این زمینه وجود دارند، همین حالا کرسی های ایران شناسی در دانشگاه های تفلیس و شهرهای دیگر وجود دارند. بیش از 10 اتاق ایران در این کشور داریم که در حوزه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز رتبه اول را در این زمینه دارند. ایران شناسی در گرجستان جایگاه ویژه ای دارد و این به دلیل تلاش های ادیبان گرجستانی است؛ شاهنامه فردوسی در این کشور ترجمه های گوناگونی دارد. گرجستانی ها به ادبیات ایران بسیار علاقمند هستند و این علاقه به قدری است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران چهار جایزه جهانی کتاب سال به پژوهشگران گرجی اهدا شده است.
 
  بعد از فوت امام خمینی(ره) اولین کسانی که اشعار ایشان را ترجمه کردند گرجستانی ها بودند و به قدری استادانه ترجمه می کردند که گاهی به نظر می رسید اصل شعرها به گرجی بوده است.در حوزه ادبیات ما ادبیات کلاسیک و امروزی ما واقعا کار کرده اند. در نمایشگاه های کتاب ما حضور پررنگی دارند. ایران شناسان بسیاری در گرجستان از نسل قدیم و جدید داریم.شاید انقدری که ایران شناس در گرجستان داریم گرجی شناس در ایران نداریم و این همیشه مورد انتظار طرف گرجی است. ایران شناسی در گذشته شاخه های مختلفی در گرجستان داشته و به نوعی همه حوزه های علوم انسانی ایران در این کشور مورد بررسی قرار گرفته است.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


   

آسیه مزینانی مدیر گالری آ از تعطیلی این مکان هنری توسط شهرداری تهران به دلیل اجرای کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری خبر داد.

آسیه مزینانی مدیر گالری آ درباره تعطیلی این گالری که توسط شهرداری صورت گرفته است به خبرنگار مهر گفت: ساعت ۲ بامداد شب گذشته ۹ دی ماه از سوی شهرداری دو بلوک سیمانی مقابل در ورودی گالری آ قرار داده شده است و عملاً این گالری را پلمب کرده‌اند. ظاهرا در رویکرد جدید، شهرداری تاکید می‌کند گالری های هنری حق حضور در فضاهای مسی ندارند و متاسفانه علیرغم مکاتباتی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با شهرداری داشته، تعطیلی گالری‌های شهر تهران کلید خورده است.

وی با بیان اینکه به شورای شهر با این ترکیب جدید رای داده است، اظهار کرد: امیدوار بودیم با این ترکیب جدید شورای شهر تهران، شهرداری حامی هنر باشد که متاسفانه با این جریانی که به راه افتاده عکس آن رخ داده است.

مزینانی درباره اینکه آیا به عنوان مدیر گالری اخطار یا تذکری از جانب شهرداری دریافت کرده است، گفت: اخطاری با عنوان کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری که مربوط به تخلفات ساختمانی است، برای ما فرستاده بودند اما وقتی به دست ما رسید که دیگر امکان تجدیدنظر در آن وجود نداشت.

  

وی، یکی از وظایف شهرداری را حمایت از فضاهای فرهنگی هنری دانست و افزود: برخورد با فضاهای فرهنگی هنری نیز باید به گونه‌ای درخور شأن یک فضای فرهنگی باشد. در ضمن نسبت به برخورد شهرداری انتقاد دارم و قرار نیست برخورد با یک گالری هنری همچون یک بنگاه تجاری باشد.

مدیر گالری آ خاطرنشان کرد: رفتار امروز شهرداری با یک گالری، نشان می دهد تناقضی وجود دارد که قانون قبلی در مورد بلامانع بودن حضور گالری های هنری در فضاهای مسی را لغو می کند این در حالی است که هادی مظفری مدیرکل هنرهای تجسمی ارشاد تاکید می کند به شکل های مختلفی با شهرداری گفتگو داشتند و برای این رویکرد جدید زمان خواستند که پاسخی از سوی شهرداری نیامده است.

وی با تاکید بر اینکه منطقه شش تهران به عنوان منطقه فرهنگی هنری تعیین شده است و به همین دلیل گالری‌های هنری در این منطقه حضور حداکثری دارند، گفت: با فشارهایی که شهرداری به فضاهای هنری وارد می کند، قطعاً انسجامی که در منطقه شش اتفاق افتاد و تبدیل به منطقه فرهنگی هنری شد، از هم می پاشد و این موضوع اصلا شوخی بردار نیست چراکه ما گالری‌ها به این منطقه هویت فرهنگی هنری جدیدی داده‌ایم و الان همه چیز به راحتی از بین می رود.

مزینانی در پایان گفت: گالری آ گردش مالی مشخص دارد و هدف ما حمایت از هنرمندان جوان است و کارنامه کاری ما این موضوع را ثابت می کند و این به معنای سرمایه گذاری بخش خصوصی برای فرهنگ و هنر است.

گالری آ در تهران، خیابان کریم خان زند، خیابان عضدی(آبان جنوبی)، کوچه ارشد، پلاک ۷ واقع است.

آسیه مزینانی فرزند سردار علی رضا مزینانی است که معاونت فرهنگی خانه ی هنرمندان ایران را نیز برعهده دارد.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


کارگاه آموزشی با عنوان بیماری سل و ایدز، ویژه بهورزان در مجتمع توان بخشی و نگهداری از سالمندان حضرت نرجس خاتون(س) مزینان برگزار شد.

مهندس شهرآبادی مسئول واحد بهورزی شبکه بهداشت و درمان شهرستان داورزن  هدف از برگزاری این کارگاه را ارتقاء دانش و افزایش اطلاعات بهورزان و احتیاطات استاندارد برای پرسنل بهداشتی و نحوه برخورد با موارد پرخطر معرفی کرد.

 خانم رضایی مسئول واحد نوجوانان، جوانان و مدارس شبکه کلیاتی درخصوص نحوه مراقبت و ثبت دانش آموزان مدارس تحت پوشش در سامانه سیب و آمار مربوطه ارائه و به سوالات مطرح شده در این زمینه پاسخ گفت.

ابوالفضل داورزنی مسئول واحد مدیریت بیماری های شبکه، کلیاتی در خصوص بیماری ایدز ارائه و آمار تعداد مبتلایان در سطح کشور در سال های اخیر را از نظر روش انتقال مقایسه کرد.

در ادامه کرابی کارشناس اچ آی وی(HIV) معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در خصوص راههای انتقال ایدز، طریقه گرفتن آزمایش(رپید تست) و نحوه معرفی افراد متقاضی و دارای علامت به مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری نکات لازم را بیان کرد و مشکلات بهورزان در این خصوص مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

دکتر فکورکارشناس سل معاونت بهداشتی به اهمیت نظام مراقبت بیماری سل اشاره و در خصوص کلیات بیماری سل، چگونگی گرفتن نمونه خلط از بیمار مشکوک و تاکید بر بیماریابی در خانه های بهداشت، نحوه درمان و نظارت بر مصرف داروی بیمار مطالب آموزشی را ارائه کرد.

در پایان بهورزان به همراه مسئولین از مجتمع توان بخشی و نگهداری از سالمندان حضرت نرجس خاتون(س) مزینان بازدید و دقایقی در جشن یلدای کودکان مهد امیدان نبی (ص) مزینان شرکت کردند.

 

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



در چهارمین روز از آغاز بهار 98 مجمع طلاب و ون مزینان با دعوت از کارشناسان و مشاوران خبره ی حوزه و دانشگاه برنامه های متنوعی را برای سنین مختلف اجرا کرد.
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛مجمع طلاب و ون مزینان که دومین جشنواره شمیم بهار2 را برنامه ریزی و در دستور کار خود قرار داد در چهارم فروردین با حضور دو هنرمند و کارشناس فرهنگی حوزه و دانشگاه حجت الاسلام مهاجری و شهرام تدین مراسم شاد و متنوع "فرزندان انقلاب" را با حضورکودکان و نوجوانان برگزار کرد .

در این مراسم که ازساعت ۱۰ صبح در هیئت حسینی مزینان برگزار شد ضمن اجرای برنامه های شاد و مسابقه ی فرهنگی، هنری و مذهبی هدایایی به شرکت کنندگان تقدیم شد.

برگزاری نمایشگاه کتاب با ده ها عنوان اثر داستانی و موضوعات مختلف یکی دیگر ازبرنامه های فرهنگی بود که توسط گروه کتاب مانا در حاشیه این مراسم انجام شد.



جشنواره غذای سالم در سومین روز از عید باستانی نوروز و با هماهنگی و مدیریت مدرسه شیخ قربانعلی شریعتی مزینان همراهی شورای اسلامی و دهیاری و مرکز خدمات جامع سلامت شهدای مزینان  در هیئت متحده حسینی برگزار شد
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ درحاشیه ی برگزاری این جشنواره ضمن اهدای جوایز به بانوان شرکت کننده با نصب بنری در هیئت حسینی توسط مدیر و کارکنان و معلمان و مربیان مدرسه شیخ قربانعلی شریعتی مزینان از خیرین و دست اندرکاران صندوق خیریه باب الاحسان مزینانی ها تجلیل شد.

صندوق خیریه باب الاحسان مزینانی ها به منظور ارتقای سطح علمی دانش آموزان با همکاری و همراهی خیرین اقدام به اجرای "طرح لبخند مهر" از ابتدای سال تحصیلی97-98 و توزیع اقلام ورزشی، لوازم التحریر،کتاب،فیلم، لباس، کفش و همچنین همکاری دربخش امور عمرانی مدرسه شیخ قربانعلی شریعتی مزینان و دیگر مدارس مزینان کرده است.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


نمایندگان مجمع طلاب و ون مزینان به همراه مهندس عبدالهی سرپرست فرمانداری شهرستان داورزن به همراه اعضای شورای اسلامی و دهیاری، پایگاه بسیج شهدای و مدیر مرکز بهداشت و سلامت شهدای مزینان از سالمندان مرکز جامع توانبخشی بهزیستی بازدید کردند.

در این بازدید که روز جمعه دوم فروردین و پس از برگزاری مراسم دعای ندبه صورت گرفت فرماندار داورزن و روجانیون مزینانی ضمن تبریک فرارسیدن عید نوروز با توزیع شیرینی از سالمندان دلجویی کردند.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



همزمان با سالروز وفات حضرت زینب(س) و در دومین روز از عید نوروز مراسم دعای ندبه در مرکز جامع توانبخشی بهزیستی مزینان برگزار شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛مجمع طلاب و ون مزینان در نوروز امسال(98) با همراهی شورای اسلامی و دهیاری ، پایگاه مقاومت بسیج شهدا و شاهدان کویرمزینان ویژه برنامه های فرهنگی ، مذهبی و ورزشی تحت عنوان "جشن شمیم بهار2" در مزینان اجرا کرد.

اولین برنامه و مراسم این جشن بزرگ "همایش پیاده روی خانوادگی ایمان، نشاط و سلامت" بود که روز جمعه دوم فروردین با حضور فرماندار و فرمانده بسیج ناحیه مقاومت داورزن و مردم قدرشناس مزینان در مرکز جامع توانبخشی مزینان برگزار شد.

در این مراسم علاوه بر قرائت دعای شریف ندبه و سخنرانی حجت الاسلام حاج شیخ رضا اسلامی و خانم فاطمه گلستانی مدیر عامل این مرکز و توضیحات حسین محمدی عضو شورای اسلامی مزینان به قید قرعه جوایزی به شرکت کنندگان اهدا شد.

با توجه به برودت هوا و بارش باران برنامه پیاده روی به منظور حفظ سلامت همشهریان حذف شد.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



در اولین روز عید باستانی نوروز و فروردین98 طبق یک رسم قدیمی و سنت حسنه یاد درگذشگان و مسافران آسمانی که در سال 97 رخ در نقاب خاک کشیده اند گرامی داشته شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ در این مراسم که با حضور خانواده درگذشتگان مزینانی در هیئت حسینی مزینان برگزار شد مهندس علی رضا عبدالهی سرپرست فرمانداری شهرستان داورزن حجج اسلام حاج شیخ محمدتقی معلمی فر و حاج شیخ رضا اسلامی ، علی اکبر رضوانی پناه رییس شورای اسلامی مزینان و مهدی مزینانی آزاده رییس شورای اسلامی بخش مرکزی داورزن سخنرانی کردند.

شایان ذکر است؛ بنیانگذار این آیین زنده یاد حاج شیخ محمود شریعتی است و هماهنگی و مدیریت و اجرای این مراسم را فرهنگی سخنور محمد شریفی مزینانی برعهده دارد.


به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



نمایش دهه شصتی ها با حضور هنرمندان و هنروران مزینانی دهه ی شصت و با استقبال ویژه شهروندان این خطه در مزینان اجرا شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛در هشتمین روز از ماه فروردین 98 و در ادامه جشنواره شمیم بهار2 و به مناسبت روز ملی تآتر نمایش دهه شصتی ها با روایتی از هشت سال دفاع مقدس و یادی از شهیدان کهن دیار مزینان در هیئت حسینی به روی صحنه رفت.

در این نمایش که به همت مجمع طلاب و ون و همکاری پایگاه بسیج شهدا و شاهدان کویر و دهیاری مزینان اجرا شد و بازیگران دهه ی شصت مزینان و پس از سه دهه به روی صحنه رفت آقایان رمضانعلی عسکری، علی مزینانی عسکری،غلامحسین حاجی، مهدی مزینانی،هادی شهیدی،علی عسکری،حسین فطرتی،هادی مزینانی(روس)پوریا رسولی پور،ابراهیم محمدزاده و نوراله مزینانی به ایفای نقش پرداختند.

از دیگر برنامه های جالب توجه این نمایش تجلیل از کارگردان و هنرمند پیشکسوت حاج رمضانعلی عسکری بود که اولین نمایش و تآتر را در قبل و بعد از انقلاب نوشته و کارگردانی کرد و ضمن اجرای بخشی از خاطرات وی هدایایی به رسم یادبود تقدیم این هنرمند پیشکسوت شد.

پشتیبانی و صوت و انتخاب و پخش موسیقی این نمایش برعهده ی علی رضا و علی اصغر مزینانی (مهندس) از پیشکسوتان تعزیه خوانی مزینان بود.

بازیگران دهه شصتی ها همزمان با دفاع مقدس نمایش های جذابی مانند؛شیطان بزرگ، فلاکت و بیداری، صدام در دام ، داوطلب، حکیم باشی،روز اعزام، صدام جز خودکشی راه دیگر ندارد و چندین نمایش دیگر را در مزینان و روستاهای بخش داورزن و شهرستان سبزوار اجرا کردند که با گذشت 30سال هنوز خاطرات آن در اذهان باقی مانده و مردم به نیکی از این نمایش ها یاد می کنند.

عکس؛زهرا مزینانی عسکری

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



همزمان با چهارمین روز از فروردین 98 همایش خانواده، ایمان، نشاط و مهارت به همت مجمع طلاب و ون مزینان در مزینان برگزار شد.
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛سومین برنامه جشنواره شمیم بهار2 با عنوان "همایش خانواده، ایمان، نشاط و مهارت"  با اجرای  دو هنرمند و کارشناس فرهنگی حوزه و دانشگاه حجت الاسلام مهاجری و شهرام تدین برگزار گردید .

در این مراسم که ازساعت 16 و با حضور خانواده ها به خصوص زوج های جوان در هیئت حسینی مزینان صورت گرفت جایگاه خانواده در دین اسلام تشریح و با برگزاری مسابقات فرهنگی هدایایی به شرکت کنندگان تقدیم شد.

تداوم برپایی نمایشگاه کتاب به همت گروه مانا از دیگر برنامه های این همایش بود که مورد استقبال خانواده ها واقع شد.

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



مجمع طلاب و ون مزینان در ادامه برگزاری جشنواره شمیم بهار 2 از برترین های فرهنگی،هنری، کارگری و کشاورزی مزینان تجلیل کرد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛یکی دیگر از برنامه های جالب توجه مجمع طلاب و ون مزینان تجلیل از افراد نمونه در مشاغل مختلف بود که به مناسبت تقارن دو بهار طبیعت و معنویت در شبهای عید نوروز و در مسجد جامع مزینان برگزار شد.

تجلیل از خانواده معزز سه شهیدحسینی مزینانی،مسجدی نمونه حاج حسین مزینانی شکروی، کاسب نمونه حاج اصغر مزینانی،جانباز نمونه رضا مزینانی(سالار)،کشاورزنمونه رضا مزینانی عسکری،بانوی نمونه فرهنگی حاجیه زهرا صانعی،قاری نمونه قرآن کریم علی رضا تاج مزینانی و هنرمند پیشکسوت رمضانعلی عسکری مزینانی از جمله افرادی بودند که به رسم یادبود هدایایی از طرف مجمع به آن ها تقدیم شد.

یکی دیگر از برنامه های جالب توجه این کار ارزنده فرهنگی تجلیل از شهروند نمونه ای بود که از دام اعتیاد رهایی یافته و بیش از ده سال است که باسلامت برای امرار معاش خانواده اش مشغول به کار می باشد.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


اولین دوره مسابقه اسب سواری در مزینان زادگاه فرزند شایسته کویر دکتر علی شریعتی مزینانی برگزار شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ مجمع طلاب و ون مزینان با همکاری شورای اسلامی و دهیاری  در ادامه جشنواره شمیم بهار 2 و در یازدهمین روز از نوروز 98 اولین دوره مسابقه اسب سواری را با حضور سوارکاران مزینانی و روستاهای همجوار در مسیر قنات و بوستان چشمه تا باغستان کهن دیار مزینان برگزار کرد.

در این دوره از مسابقات که با کارشناسی و داوری عبدالحسین محمدی مزینانی و علی اکبر رضوانی پناه و اجرای بسیارخوب مجری جوان و توانمند مزینانی صادق بشیره برگزار شد به نفرات اول تا سوم جوایزی از طرف مجمع طلاب و ون  اهدا گردید و به تمامی شرکت کنندگان نیز هدایایی از طرف شورای اسلامی و دهیاری تقدیم شد.

نفرات برتر این مسابقه که با دعوت و اطلاع رسانی شاهدان کویر مزینان مورد استقبال ویژه شهروندان قرار گرفت عبارتند از؛ نفر اول امیر ناطقی از مزینان نفر دوم علی زنده دلان از مزینان نفر سوم مجتبی ارفاقی از کلاته مزینان

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan




به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از ایلنا، به مناسبت ماه مبارک رمضان یک دوره مسابقات شنا بانوان ۲۹ و ۳۱ اردیبهشت در مجموعه استخرکرانه کیش برگزار شد و  ۱۰۲ شناگر  در ۷ رده سنی و ماده های ۲۵، ۵۰ و ۱۰۰ متر آزاد و ۵۰  متر قورباغه به مصاف هم رفتند.

در این مسابقات نوجوان ورزشکار کهن دیار مزینان مریم مزینانی در ۵۰ مترقورباغه رده سنی ۱۵ تا ۱۷ سال موفق به کسب عنوان نایب قهرمانی شد و در ۱۰۰ متر آزاد مدال برنز را از آن خود کرد.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


مدت هاست بحث بر سر افزایش قیمت  کاغذ و تعطیلی برخی نشریات به دلیل کمبود کاغذ موجود در بازار، رسانه ای شده است .امروز علی مزینانی مدیر عامل رومه هفت صبح در رشته توییتی به افشای برخی اطلاعات درباره یک شرکت وارد کننده کاغذ برای رومه ها  پرداخت که چطور با ارز دولتی به تهیه واردات کاغذ برای رومه ها مشغول بوده نه خمیر کاغذ و در قالب یک شرکت وارد کننده، کاغذ را به شبه رومه ها می فروشد.

به گزارش شاهدان کویر مزینانی ، علی مزینانی مدیرعامل رومه هفت صبح در توییتر خود مدعی شد: رومه همشهری به دلیل عدم وجود کاغذ در آستانه عدم انتشار است .در این رشته توییت داستان عجیبی را افشا می کنم از ۲۰۰۰ تن کاغذ که به نام رومه همشهری با دلار ۴۲۰۰ وارد شد ولی تحویل این رومه نشد و الان فقط ۱۱۰۰ تن از آن باقیمانده است و باقی آن در بازار آزاد به فروش رفته است.

چوکا مخفف شرکت چوب و کاغذ مازندران است که ۵۸ درصد سهام آن متعلق به بانک ملی است و ۴۲ درصد آن مربوط به سازمان تامین اجتماعی.این کارخانه با ۶۰۰ میلیون دلار ارز دولتی ساخته شد و ادعا دارد سالیانه ۱۷۰ هزار تن کاغذ تولید می کند که ۹۰ هزار تن آن کاغذ رومه است.

این کارخانه ظرف دو سال گذشته لاین یک خود را که مختص تولید کاغذ رومه است برای کسب سود بیشتر برای تولید کاغذ صنعتی استفاده و عملا تولید کاغذ رومه را صفر کرده است.دوبهانه بزرگ این شرکت: ۱.واردات خمیر کاغذ.۲.تامین چوب مورد نیاز با توجه به ممنوعیت بهره برداری از جنگل بوده.

جالب اینکه این شرکت در سال ۹۷ معادل یک میلیون و ۶۰۰ هزار یورو مطابق لیست بانک مرکزی ارز دولتی گرفته که طبیعتا باید صرف خرید خمیر کاغذ می شد و با همان مقدار بهره برداری از چوب جنگل که برای تولید لاینرو کاغذ صنعتی استفاده شد می توانست کاغذ رومه تولید کند که چنین کاری نکرد.در عوض این شرکت به جای تولید، به عنوان یک وارد کننده کاغذ با رومه همشهری برای واردات ۲۰۰۰تن کاغذ رومه از یک برند نروژی به توافق رسید.که اگر هر تن کاغذ را ۸۰۰ یورو در نظر بگیریم یعنی همان ارز دولتی که گرفته پس ارز دولتی سال ۹۷ صرف واردات کاغذ شده نه خمیر کاغد.

داستان جالب تر اینکه به دلایل نامعلوم مدیران وقت رومه همشهری در تامین ریالی کاغذ تعلل می کنند و این شرکت، کاغذ را وارد می کنند و تحویل همشهری نمی دهد. عرض این کاغذ مطابق با درخواست همشهری ۷۰ و ۱۰۰ سانت بوده و هنوز ۱۱۰۰ تن از این کاغذ همین الان در انبار الوندنو موجود است.

شرکت چوکا باید این کاغذ را با قیمت حداکثر ۵۱۰۰ تومان به رومه ها و نشریات می فروخت؛ آیا این اتفاق افتاده؟! خیر ابتدا پیشنهاد فروش کل محموله به یک چاپخانه شد که البته مدیر چاپخانه زیر بار مسئولیت آن نرفت و فروش خرد این کاغذها با قیمت آزاد از طریق یک شرکت تعاونی انجام شد.

معلوم نیست ما به التفاوت قیمت کاغذ آزاد تا قیمت دولتی به چه حسابی واریز می شود ولی مطمئن باشید شرکت با قیمت دولتی فاکتور داده است و گیرندگان آن هم انبوه شبه رومه هایی بوده اند که منتشر نمی شوند اما جای خوبی هستند برای کاغذشویی.

در این مدت تنها رومه خراسان احتمالا با تهدید توانسته از شرکت چوکا ۵۰ تن از این کاغذ را با نرخ دولتی بگیرد و مابقی با نرخ آزاد فروخته شده است. یعنی تولیدکننده کاغذ ایرانی خود وارد کننده شده آن هم از نوع مختل کننده بازار کاغذ.

جالب تر اینکه دو هفته پیش، نماینده این شرکت پیشنهاد فروش همان کاغذ را به رومه همشهری می دهد با قیمت ۱۸ هزار تومان! من به واسطه یکی از رانندگان حمل کاغذ متوجه وجود دپوی کاغذ در انبارالوند نو شدم. چون از همین انبار برای رومه هفت صبح استفاده می کنیم.

طی هفته گذشته به صورت پیامکی برای معاون مطبوعاتی و دکتر انتظامی دبیر کارگروه کاغذ ارشاد پیامک دادم که داستان ۱۱۰۰ تن کاغذ را بگویم. هنوز نه تماسی و نه دیداری از آن ها نداشته ام. از مدیران خود شرکت چوب و کاغذ مازندران هم توضیح خواستم که آن ها هم جوابی ندادند.

چرا یک شرکت تولید کننده وارد کننده شده است؟ چرا صدای رومه همشهری، معاونت مطبوعاتی و دبیر کارگروه کاغذ در این مدت درنیامده است خدا می داند. چون درباره وجود این دپوی کاغذ همه می دانند اما هیچ کس کاری نمی کند.

منبع؛شفقنا

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



                                                                                                                                     همزمان با شب شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام یادواره شهدای مزینان در مهدیه مزینانی های مقیم تهران برگزار شد.

در این مراسم باشکوه دو شهید گمنام تازه تفحص شده در منطقه عملیاتی رمضان و والفجر۸  میهمان قدر نشینان مزینانی بودند.

مزینان زادگاه دکتر علی شریعتی و از توابع شهرستان داورزن و در هشتاد کیلومتری شهرستان سبزوار واقع شده و بیش از هفتاد شهید و ده ها ایثارگر و آزاده و جانباز در راه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تقدیم نظام والای جمهوری اسلامی کرده است

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


مراسم چهل و دومین سالگرد عروج معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی مزینانی روز چهارشنبه 29 خرداد همزمان با سالروز شهادت این فرزند شایسته کویر در زادگاهش مزینان برگزار می شود.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ مردم قدرشناس مزینان از اولین روزهای شهادت علی پسر مزینان یاد و نام اسطوره ی کویر خود را گرامی داشته و هر سال در روز پرواز آسمانی او مراسم بزرگداشتی را برگزار می نمایند. مراسمی که خاص کویر نشینان و همان محل هبوط شریعتی است که از آن به عنوان نیستان خویش یاد می کند. این مردم که خود را عاشق و دوستدار علی می دانند و همه جا به نام او افتخار می کنند تمامی هزینه های مراسم را خود بر عهده گرفته و هیچ توقعی برای حضور مقامات و رجال ی ندارند اما اگر میهمانی بر آن ها وارد شود چه دولتی و یا ی و یا عام پذیرایش هستند و از دل و جان اکرامش می کنند.

امسال نیز بنا به گفته علی اکبر رضوان پناه رییس شورای اسلامی مزینان همزمان با سالروز شهادت معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی مزینانی مراسم بزرگداشتی با حضور علاقه مندان و دوستداران شریعتی به همت شورای اسلامی و دهیاری و ستاد مردمی مزینان از ساعت 10 صبح تا 12:30 روز چهارشنبه 29 خرداد در هیئت ابوالفضلی مزینان برگزار می شود.

در این مراسم یاد دکتر پوران شریعت رضوی همسر بزرگوار دکترعلی شریعتی مزینانی که بهمن ماه سال 97 دارفانی را وداع گفت گرامی داشته می شود.

حسین مقصودی و رمضانعلی سبحانی فر دو نماینده مردم شریف سبزوار بزرگ در مجلس شورای اسلامی از حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم خبر داده اند.

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan



محمود مزینانی، تحلیلگر مدیریت و بانکداری در یادداشتی به بررسی رویکردهای جدید مشتری‌مداری در نظانم بانکی پرداخته و راهکارهایی را برای اصلاح رویه‌های موجود و حرکت به سوی فنآوری‌های جدید در حوزه بانکداری، ارائه داده است.


اگرچه بانک‌ها در تماس با فن‌آوری‌های نوین و به‌کارگیری آن، دچار چالش‌های مداوم هستند لیکن این  موضوع می‌تواند منجر به عرضه محصولات جدید شود، که البته موفقیت در آن وابسته به "بهبود تجربه مشتری" است.
رویکرد بهبود تجربه مشتری در صنعت خدمات (در این یادداشت خدمات بانکی) و اامات فنی و انسانی آن، می‌تواند ترسیم‌کننده راهبرد بانک‌ها در دوره پیش رو هم باشد.
تجربه مشتری نگاه به تمامی مسیرهای اخذ خدمت  و تعامل فی‌مابین بانک و مشتری شامل تارگاه، شبکه اجتماعی، تلفن‌بانک، همراه بانک، اینترنت بانک، حسابداری شخصی، و. دارد که در آن باید هر بخش و خدمت، روایت منسجمی از کل و سایر اجزاء داشته و رضایت او را کسب کند.
در بازاریابی تک‌به‌تک و عناوینی از این دست، تمرکز بر برخورد متفاوت با هر مشتری، بر پایه اطلاعات رفتار مالی و پولی مشتری است که هدف نهایی آن، افزایش نرخ سود حاصل از مشتری و تداوم تقاضای خدمات، با ایجاد روابط پایدار به‌خصوص طبقه مشتریان بزرگ و سودآور است.
در این راه بانک‌ها نیازمند ایجاد برخی تغییرات و انجام برنامه‌ریزی‌های جدید هستند زیرا شرکت‌های نوپای مالی عناصر ذاتی احتیاط و بروکراسی سازمانی بانک‌ها را ندارند و می‌توانند محصولات مالی را مطابق نیاز بازار از نو طراحی کنند و پارادایم حاکم بر بازار پول و سرمایه را، حتی با مقاومت‌های نهادی، تغییر داده و به‌عنوان رقیب ایفای نقش کنند؛ در این شرایط بانک‌ها می‌توانند با استفاده از مزیت اندازه، قدرت سرمایه‌گذاری و وظایف و اختیارات قانونی، ضمن قبول تغییرات، سهم بازار خود را حفظ کنند.
در ایجاد تجربه‌ای موفق برای مشتری که اهرم رشد بانک نیز می‌تواند باشد سه راهبرد کوتاه‌مدت و "آغازگر" پیشنهاد می‌شود که عبارت‌اند از:
1)     سازمان‌دهی مجدد در بخش فن‌آوری
2)     یکپارچه‌سازی
3)     طراحی از صفر
سازمان‌دهی مجدد در بخش فن‌آوری
در بانکداری جدید، حجم اطلاعات تولیدشده توسط مشتری بسیار گسترده بوده و چالش مداوم بانک‌ها دست‌وپنجه نرم کردن با این داده‌هاست که برای بسیاری از آن‌ها هزینه نیز پرداخت شده است. تحلیل و به‌کارگیری این داده‌ها و اطلاعات، نیازمند دانش فنی بالا و ورود به عرصه‌های نو از قبیل داده‌کاوی، اینترنت اشیاء، هوش عملیاتی، هوش تجاری، هوش مصنوعی، واقعیت افزوده و. است. البته این دشواری در مدیریت و پردازش اطلاعات فرصت مغتنمی در ارائه محصولات سفارشی و تعمیق رابطه با مشتری نیز می‌تواند باشد از این بابت مهم‌ترین نقطه برای آماده‌سازی مواجهه، تغییر و تعیین رویکرد در واحد منابع انسانی و بخش فن‌آوری بانک‌هاست؛ ت‌ها و رویه‌های مدیریت منابع انسانی بانک‌ها فاقد توانایی کافی برای برخورد با موج فن‌آوری است؛ رویه‌های جبران خدمت، طول خدمت، برون‌سپاری و یا درونی سازی، همه موضوعاتی است که در مراحل بالاتر، متوجه راهبرد بانک و استعداد و توانایی‌های کلیدی آن است.
البته صرف قبول اهمیت فن‌آوری از سوی مدیریت عالی بانک‌ها تضمین موفقیت نخواهد بود و از سویی  نمی‌توان از نقش وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی غفلت کرد لیکن به هر شکل در استیلای فن‌آوری بر نحوه فعالیت آینده بانک‌ها نمی‌توان  تردید داشت. برخی بانک‌ها خود را آماده کرده‌اند و برخی بانک‌های بزرگ دولتی و نیمه‌دولتی هنوز در چتر مدیریت دولتی قرار دارند و از سرعت کمتری در تطبیق لایه‌های سازمانی خود با اامات کاری برخوردارند.
یکپارچه‌سازی
افراد، حسب نیاز خود از مجاری مختلف از خدمات مالی و پولی استفاده می‌کنند و این فرصت بانک‌ها در عصر حاضر است که با یکپارچه نمودن و نزدیک کردن سامانه‌های خود، سلیقه مشتریان را درک کنند و محصول موردنیاز و حتی افزون بر نیاز او را ارائه کنند.
یکپارچگی در محصولات و خدمات بانکی اشاره به ایجاد ارتباط و تعامل هم‌افزا در کلیه محصولات و خدمات بانکی و راهبرد و برنامه‌های عملیاتی آن دارد که در پس مجموعه‌ای از امکانات فنی و پایگاه داده‌های غنی و روزآمد از اطلاعات مشتری، ایجاد شده است.
یکپارچگی وابسته به ارتباط و انطباق سامانه‌ها برای جمع‌آوری داده‌های مشتری و ارائه پیشنهاد ویژه  منحصربه‌فرد برای هر مشتری است.
ازجمله مزایای یکپارچگی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:جمع‌آوری اطلاعات مشتری در زمان اخذ خدمت به شکل برخط و افزایش قدرت واکنش در رسیدگی به درخواست جدید یا تقاضای رفع مشکل از سیستم‌های مختلف.کاهش هزینه‌های واکشی، انتقال  و همسان‌سازی داده برای کاربرد در سیستم‌های دیگر.دسترسی به اطلاعات و داده‌ها در لحظه و بدون دغدغه تغییر در مسیرهای آفلاین و پالایش‌های فرعی.داشتن اطلاعات جامع و 360درجه از فعالیت مالی و بانکی مشتری است.
طراحی از صفر
طراحی از صفر(zero-base design) از طریق بازطراحی کانال ارائه یک خدمات، در پی اطمینان از رضایت و ارتقاء حس عاطفی مشتری از شرکت و خدمت کسب شده است؛ طراحی از پایه تمام پیش‌بینی‌های لازم برای یک محصول را انجام می‌دهد تا مشتری شاهد شکافی در مسیر خدمت نباشد و نیازی برای مراجعات مکرر و ضربدری،  برای تکمیل خدمت مدنظر خود نداشته باشد.
در این شیوه قدرت فرایند نویسی، توانایی بخش فن‌آوری و ایجاد یکپارچگی سامانه‌ها، هم‌زمان، موردنیاز است.
بازطراحی چرخه خدمات و تکمیل آن‌ها، برای تمام بانک‌های ایرانی، به‌رغم تمام محدودیت‌های حوزه کسب‌وکار، ضروری و ابزاری برای کاهش برخی هزینه‌ها نیز می‌تواند باشد. بسیاری از محصولات بانک‌ها فاقد این شرایط هستند، محصول اعتباری فاقد زیرساخت فنی و محصول فن‌آورانه ایراداتی در رویه‌های اعتباری دارد یا محصولی توسط واحدهای اجرایی به دلیل پیچیدگی در طراحی به‌درستی عرضه نمی‌شود؛ این موارد ایجاب می‌کند بانک‌ها به طراحی مجدد محصول که قابلیت تغییر و انعطاف گسترده در آن تعبیه شده باشد بپردازند.
منبع: پایگاه خبری اتاق ایران
 
 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan
 


زادگاه من ای کهن دیار مانایی

سالهاست که در آینه تو را می خوانم

با تو و همراه تو در غربت

در لحظه های بی کسی و تنهایی

در بستر خیال و دلخوشی

در واپسین روزهای روزمرگی

در انتهای تیک تاک زمان

                       در ابتدای صبح

و خلاصه در هر روز و شب با تو زیسته ام

از تو سروده ام و با تو به ستایش نشسته ام

با تو خوانده ام و با تو به نیایش پرداخته ام

تو را که جز به غربت رفته های این دیار

مهاجرین کوچه های تو در تونمی خوانند

      از تو می گویم!

نجوایم همه برای توست

خنده هایم و گریه های مردانه

چون یک مرد هرگز هق هق نمی زند

اشک هایش سرازیر نمی شود

هرچند شانه هایش به سختی می لرزد

تو به راستی معبد من و پرستشگاه منی

 در عبادتگاه تو من هیچ صنمی ندارم

مقصود و معشوق من تویی

هرچند ابرهه های پیل سوار

آنان که به نام و نانی تو را فروختند

 و با وامی به نام تو

مستانه و سوار برتوسن خیال خود

مغرورانه به جولانگاه شغالان پیوستند

تا چون کفتاری از استخوانت به نوایی برسند

بارها بر تو ای معبد و معبود من تاخته اند

آنان نه مزه ی نان تو را خوب چشیدند

و نه از بوستان چشمه ی تو آبی نوشیدند

و نه از ادب و متانت تو خوشه ای چیدند

هر روز خود را به ملعبه ای مشغول می کنند

قلم فرسایی شیوه ی رندانه اشان شده است

و سخن سرایی و حرافی دکان آهنگری اشان

            و تو

مظلومانه ایستاده ای

شاید با خود می گویی این نیز بگذرد

                                            آری می گذرد

من در بهشت تو چه گذرها دیدم

خان و ارباب و ملا و عامی

همه اکنون در کنار هم به سکوت آرمیده اند

و سنگ مزارشان به التماس الحمد می خواند

افسوس که این شور آفرینان شور بخت

رجاله ها و دجال های نام آور

هرگز نمی خواهند بر روی دیوارهای رباطت بخوانند

                                           سخت است ولی این نیز بگذرد

مزینان من!

اکنون من و تو تنهاییم

با هیبت تندیس مردی که ایستاده بر کویر تو

آن جا که روزی خاستگاه اسلاف من بوده

جایی که روزی کوزه گر خوش نوا چنین می خواند

«کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش»(1)

نگاه کن محبوب من

آن پسر خوش آواز کویر را (2)

بر فراز آسمان باغستان

در مسیر کاروان های بی سالار

نه با سوتکی که در حنجره دارد

نه با هیاهو و فریادهای بی ثمر

بلکه با لبخندی برلب

همراه با کبوتری که برشانه اش نشسته

و قلمی و دفتری در دست

در زیر شلاق و تازیانه های باد و باران

یا در هجوم اشعه های سوزان خورشیدکویر

همان کویر که نیستان او

مهبط و معبد اوست

نام هر رهگذری را که به دیدنت می آید

و با او نوای بی نوایی می سرایند

بی هیچ اغماضی

یا هیچ چشمداشتی

همه و همه را می نویسد

چون کار او نوشتن است

گویی از ابتدا برای همین منصب آفریده شده

با او به نظاره ی«در و دیوارهای شکسته،

 خانه‌های گلین،

مزرعه‌های غبار گرفته

و کوچه باغ‌های اندوهبار همیشه پاییزی» می نشینیم(3)

                      و می نگریم

درختان پیر و شکسته ای که آب را تا باغستان

همان خاستگاه اجدادی ما رهنمون بودند

جایی که روزگاری هَزاران ترانه سرا

بر شاخسارهای تاکستانش نغمه می خواندند

و لحظه ای با عبور از صحرای علیا و سفلی

در میان سکوتی که گاه باصدای جیرجیرک

یا زمزمه کوکوی خرابه نشین

که گویی از مردن باغ و باغبان

و خشکی توتستان

و غارت درختان آلو و زردآلو

هستی را به چالش می کشد

 و غمگین چنین می خواند:

پس کو آن سرو و کاج و انگور و انجیر این باغ

کو زمزمه ی زنبور و زنبورک ها بر شاخه های گل

کو هلهله ی زن باغبان و خنده های کودکانش

کو آن تراز و منقسم جوی آب روانش

اکنون تو را ای محبوب من!

معبود و مقصودم

کهنه دیاری که ره به مسینان(4) می بری

همان عهد یکتا پرستی

زمانه ی نیک گفتاری و نیک پنداری و نیک کرداری

به رهروان پاکی و صداقت می سپارم

امیدوارم چشم حسودان از تو دورباشد

و دلقکان و فریبندگان بی وجود

رقاصان و خیمه شب بازان روسیاه

فرزندانت را به کژی نبرند

و به دون مایه گی خویش گرفتار نسازند

و اینک

با عبور ازدشتستان پرمهرت

ایستاده در نمکزارِ کویر تو

سلامت می گویم و تو پاسخ گوی

«در بگشای!
منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم»(5)

چنین افسرده می خوانم:

ای کویر!

 ای نیستان من

ای مسجد و معبد دل سِتان من

ای باغستان بی رونق من

ای قنات بی بوستان من

ای آرامستان اسلاف من

ای حدیره ، رباط و سرهون و سرآسیاب و توتستان من

ای چاپارخانه ی بی میرشکار

ای کوره ی کوزه گر خاموش و تنها مانده در سراب

و شما ای مردمان مهربان دیار من

ای علی مرد تنهای این داستان من

                    و.

 ای مزینان ای زادگاه من .

                                  سلام.

 

علی مزینانی عسکری

تهران . مرداد1398

پی نوشت ها

1-رباعی عمرخیام 2-دکتر علی شریعتی مزینانی 3-دلنوشته شریعتی برای زادگاهش مزینان 4- مسینان نام دیگر مزینان در عهد زرتشت 5- شعراخوان ثالث

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


همه عوامل بیمارستان از حراست و نگهبانان بیمارستان گرفته تا پرستاران، سوپروایزر و حتی پزشکان او را با لبخند و بشکن زدن می شناسند.

نمونه ای از دردها و مشکلات تودرتوی جانبازان

فاش نیوز - جانبازی است با 70درصد آسیب که به سختی صحبت می کند. اگر هم حرفی می زند بیشتر باید با لب خوانی اش متوجه بشوی چه می گوید. بخاطر اصابت گلوله مستقیم به سرش و تقریبا برداشتن سمت چپ جمجمه و صورتش، هم دچار موج انفجار شده و هم گاها" فراموشی! اما روحیه شادی دارد و با لبخند به استقبال دیگران می رود. همه عوامل بیمارستان از حراست و نگهبانان بیمارستان گرفته تا پرستاران، سوپروایزر و حتی پزشکان او را با لبخند و بشکن زدنش می شناسند. با اینکه خودش می گوید سنش بالا رفته و صدای بشکن هایش کمتر شده اما بازهم بشکن هایش صدای زیادی دارد و شاید به دلیل همین شیرینکاری ها و البته دردهای طاقت فرسایی که دارد هوایش را بیشتر دارند و با اصرار، دوست دارند تا جواد دقایقی را کنار آنان توقف کند و همکلامشان شود.

 باورش سخت است ولی نه کارت شناسایی ملی خود را به همراه دارد و نه کارت شناسایی جانبازی و حتی دفترچه بیمه اش را! پزشکان و عوامل بیمارستان آنقدر او را در این بیمارستان بستری کرده و تحت درمان قرار داده اند که به خاطر ادامه درمان و بستری شدنش به سوابق موجود او در بایگانی بیمارستان بسنده می کنند. تلفن همراهش بصورت یک طرفه هست و فقط می تواند جواب تماس های گرفته شده را بدهد که اغلب از طرف همسرش می باشد.

 خودش می گوید وقتی از منزل خارج می شود تا شب راه می رود و فقط شب ها با تماس همسرش راه خانه را در پیش می گیرد. به خاطر اختلال روحی ناشی از اصابت گلوله به سرش، کمتر چیزی به خاطر دارد و نمی تواند به سئوالات پاسخ درستی بدهد. به همین خاطر جواب برخی از پرسش هایمان را از طریق تماس تلفنی با فرزندش گرفته ایم.

پدرش که چند سال پیش به رحمت خدا رفته رزمنده و جانباز بوده و برادرش نیز جانباز است ولی هیچکدام در بنیاد تشکیل پرونده نداده اند. چون بگفته «جواد» پدرش اعتقاد داشت به خاطر خدا و اسلام بوده که به جبهه رفته اند و جانباز شده اند و نه بخاطر گرفتن امتیاز و امکانات!

با سفارش جانباز رضا عسکری از مسئولان فاش نیوز که در بیمارستان خاتم بستری و از هم تختی هایش بود در جریان وضعیتش قرار گرفتیم و قرار شد با او گفت و گویی انجام شود.

چون از قبل می دانست که به سراغش خواهیم رفت، با شنیدن صدای پا، خیلی سریع به رسم ادب از جایش بلند می شود. با آن که پیداست حال چندان مساعد و آرام و قرار ندارد اما روی صندلی قرار می گیرد. محجوب  است و آرام. بسیار کوتاه و مختصر خود را معرفی می کند:

«جواد مزینانی» هستم، و دیگر سکوت. کنگ و نامفهوم و پراکنده سخن می گوید. با موجی از سوالاتی که از تاریخ حضورش درجبهه گرفته تا محل مجروحیت و حتی همرزمانش می پرسم سربه زیر می اندازد و با گفتن جمله کوتاه "چیزی یادم نمی آید" راه را برای طرح کردن مابقی سوالاتم می بندد.

از زادگاهش که می پرسم می گوید: پدرم اهل مزینان است اما خودم بزرگ شده منطقه شمیراناتِ تهران هستم و با افتخار نقل می کند که همشهری دکتر علی شریعتی است و با ایشان نسبت دوری دارد؛ اما خوب به خاطر دارد که در کودکی به همراه پدر چندین بار به دیدن مرحوم محمدتقی شریعتی (پدر دکتر شریعتی) رفته است.

 تنها چیزی که از جبهه در ذهن دارد آن است که شانزده هفده ساله و کاسب و جزء اولین گروه های اعزامی به جبهه بوده که با اصابت گلوله دشمن به سرش، نیمی از آن را متلاشی می کند و پزشکان با زحمات فراوان و چندین عمل جراحی پلاستیک، با پوست قسمت هایی از بدن و استخوان هایی از ران، ظاهر آن را ترمیم کرده اند ولی همچنان طرف راست جمجمه، چشم و صورتش دارای پستی بلندی هایی است که حکایت از دردهای بسیاری دارد که در سنین نوجوانی متحمل شده است.

در ادامه می گوید: سرم را که می خواستند عمل کنند گفتند: اگر عمل کنیم می میری! گفتم: عمر دست خداست؛ شما عمل کنید. در اتاق عمل کاسه سرم را که باز کردند، فکر کردند مرده ام! همانطور مرا به سردخانه فرستادند! 48 ساعت داخل سردخانه بودم. درون تابوتم که گذاشتند تا برای تشییع ببرند، پلکم تکان می خورد و متوجه زنده بودنم شدند. خانواده سه چهار روز بالای سرم بودند تا اینکه حرف زدم.

صدایم آنقدر  آهسته بود که دهانشان را به گوشم چسبانده بودند تا حرف هایم را بشنوند. کمی که حالم بهتر شد، دیگر مرا بیهوش نکردند. سه چهار ساعتی زیر عمل بودم. از پاهایم استخوان برداشتند که خیلی درد کشیدم. فقط از خدا کمک می خواستم. بعد از عمل خیلی سخت راه افتادم. به من واکر دادند تا به کمک آن راه بروم. قبول نکردم؛ از دیوار کمک می گرفتم تا اینکه بالاخره از جایم بلند شدم و راه افتادم.

علت آمدنش را به بیمارستان که می پرسم می گوید:  از ناراحتی و فکر و خیال مرتب در بیمارستان بستری می شوم. اصلاً خواب ندارم. پاهایم به شدت درد می کند و سرگیجه دارم و دائم زمین می خورم. تمام بدنم درد می کند اما نمی گذارم کسی متوجه شود. پلاتینی که در دستم کارگذاشته اند، در فصل سرما زیاد اذیت می کند. صبحِ یکی دو روز پیش که برای آزمایش آمده بودم، به پزشک اورژانس گفتم درد پا و کمرم بسیار اذیتم می کند. دکتر گفت: باید بستری بشوی.

 

 فاش نیوز: ناراحتی و فکر خیال؟

- بله. مشکل حال حاضر من اول درد و گرفتاری جسمانی خودم و بعد فکر آینده فرزندم است که با کلی مشکل تا سال دوم دانشگاه در رشته برق ادامه داده اما به ناچار به خاطر مشکلات پدرش ترک تحصیل کرده و درحال حاضر پیگیر مسائل خانواده و درمان من است، ضمن اینکه به دنبال کار است.

 

 فاش نیوز: از خانواده تان بگویید.

- پسرم شاید 20ساله باشد، دقیق نمی دانم. خانمم هم که خانه دار است.

این جانباز دفاع مقدس می گوید: نزدیک به 40 سال است که جانباز شده ام. برای خدا رفته ام و توقعی هم نیست؛ اما برای فرزندم نگرانم که بیکار است.

پس از مجروحیت، بنیاد ابتدا خانه ای را در اختیار ما گذاشت و گفت: خانه مال شماست، اما پس از 20سال آمدند و گفتند باید تخلیه کنید. آپارتمانی را در اطراف کرج به ما دادند که وام داشت و چون اقساط آن را نتوانستیم بدهیم با جریمه دیر کِرد، الان 60 میلیون بدهی دارد. به خاطر اینکه برای درمانِ وقت و بی وقت درد و بیماری ام باید به مراکز درمانی نزدیک باشیم، نتوانستیم کرج ساکن شویم. بعضی وقت ها زمانی که در حال مرگ هستم مرا به بیمارستان می رسانند، و چون دارو می خورم، خونم بند نمی آید. یک بار خانمم به خاطر بیماری ام ترسیده بود؛ به طوری که با این اتفاق معده اش خونریزی کرد و دکتر گفته عصبی شده است. مادرم هم که در آنجا بود، بنده خدا سکته کرد و بعد هم به رحمت خدا رفت.

 

فاش نیوز: درحال حاضر کجا ساکن هستید؟

- در یک زیرزمین که فرزندم اجاره کرده داریم زندگی می کنیم.

و حال و روز این روزهای این جانباز

- داروهایم را از خیابان ناصرخسرو تهیه می کنم. یک بار 80هزارتومان به یک دلال دارو دادم که برایم قرص بیاورد؛ نه خودش آمد و نه دارو آورد؛ رفت که رفت. راه می روم گاهی تشنج می کنم و روی زمین می افتم. همه فکر می کنند من معتادم. خانمم می گوید او معتاد نیست جانباز است! مردم مسخره ام می کنند و فکر می کنند من معتادم!

یک بار هم عمل قلب باز انجام داده ام. شب تا صبح راه می روم. خانه مستاجری است در کوچه هم که راه می روم، دائم دعوایم می شود. همسرم می گوید بیا برویم منزل قرص بخور. خلاصه اینکه بیشتر خانه هستم. گاهی هم برادرم و یا دوستانم دنبالم می آیند تا شهریار می رویم، البته دکتر گفته بیشتر بیرون از خانه باش؛ برای همین گاهی بچه های آشنا مرا با خود یکی دو روزی به شمال می برند.

چندتا گلدان هم در خانه دارم؛ گاهی خاکشان را عوض می کنم و به آنها رسیدگی می کنم. اگر جایی باشد می توانم از چند مرغ و خروس نگهداری کنم. ساعت 8 شب صاحبخانه در خانه را می بندد. خودم و خانواده ام در عذابیم. همسرم هم اجازه بیرون رفتن به من نمی دهد. می ترسد در کوچه با مردم درگیر شوم. همسرم که برای نماز جماعت به مسجد محل می رود، می شنود همه در آنجا می گویند: خوش به حالتان. همه چیز برای شما مجانی است! خبر ندارند که ما چه وضعیتی داریم.

 

فاش نیوز: ارتباطتان با دیگر جانبازان چگونه است؟

- خانه که نه اما بیشتر در بیمارستان که هستم همدیگر را می بینیم.

 

فاش نیوز: اهل ورزش هستید؟

- گاهی زورخانه می روم و ورزش دیگران را تماشا می کنم. اما امروز یکی از بچه های ویلچری که اینجا بودند، گفتند بیا باشگاه حالت بهتر می شود.

فاش نیوز: آرزویتان چیست؟

- اینکه حالم خوب بشود و به خانه ام برگردم.

صحبت هایمان تقریباً رو به اتمام است که پرستار جوانی با ویلچر به دنبالش می آید و با مهربانی از او می خواهد روی آن بنشیند تا با هم گشتی در محوطه بیمارستان بزنند. روی ویلچر که می نشیند، دستی برایم تکان می دهد و راهی محوطه بیمارستان می شوند و من با خود می اندیشم چه سعادتمندند خدمتگزارانی که در یک لحظه، رضایت خالق و جانباز را با هم تجربه می نمایند!

گزارش از صنوبر محمدی

 به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

ستاره ابهر Tara بیماری های چشم Heather وبلاگ اختصاصی Julio کتابخونه نوشته های روزبه شریف نسب Princess نقطه ... ته خط